هيچ عيبى در او نديديم ، مگر اين كه هيچ نمازى را به او اقتدا نكرديم ، مگر اين كه سورهء « قل هو الله احد » را خواند .
پيامبر اكرم فرمود : از او در اين مورد سؤال خواهم كرد .
هنگامى كه على عليه السّلام نزد آن حضرت رسيد ، از او سؤال كرد : چرا در نمازها فقط سورهء اخلاص را خواندهاى و سورهء ديگرى را براى آنها قرائت نكردهاى ؟
جواب داد : اى رسول خدا ؛ چون من اين سوره را دوست دارم .
سپس نبى اكرم صلّى اللّه عليه و آله فرمود : همانا خداوند تو را دوست دارد ، چنان كه تو اين سوره را دوست دارى .
سپس فرمود : اى على ، اگر خوف اين را نداشتم كه عدهاى دربارهء تو همان سخنى را بگويند كه نصارى دربارهء عيسى بن مريم گفتند ، امروز در مورد تو سخنى را مىگفتم كه از هيچ جمعى نمىگذشتى ، مگر اين كه خاك زير پايت را براى تبرك بردارند . « 1 »
( 1 )
غزوهء بنى المصطلق
« 2 » واقدى روايت مىكند كه بنى المصطلق كه طايفهاى از خزاعه بودند كه در ناحيهء فرع جمع شده بودند .
مسافرانى كه از آن ناحيه مىگذشتند ، براى پيامبر اكرم صلّى اللّه عليه و آله خبر مىآوردند كه حارث بن ابى ضرار ،
هامش
( 1 ) . ارشاد ، ج 1 ، ص 116 - 117 . و پس از آن مىگويد : بسيارى از سيرهنويسان نقل كردهاند كه در شأن اين قضيه سورهء « و العاديات ضبحا » بر نبى اكرم صلّى اللّه عليه و آله نازل شد . چنان كه اين مطلب در تفسير قمى ، ج 2 ، ص 434 و مجمع البيان ، ج 2 ، ص 802 - 803 از امام صادق عليه السّلام روايت شده است و ساروى در مناقب آل ابى طالب ، ج 3 ، ص 140 آن را از ابى الفتح حفّار و ابى القاسم وكيل روايت كرده است . البته مشهور شده است كه سورهء عاديات مكى است و در تفسير آن هم مطالبى نقل شد كه با مكى بودن آن سازگار بود .
و از مقاتل و زجّاج و وكيع و ثورى و سدّى و ابى صالح از ابن عباس نقل شده است كه آن حضرت صلّى اللّه عليه و آله ابو بكر را به همراه هفتصد نفر به سوى اعراب فرستاد كه اعراب آنها را شكست دادند و تعدادى از مسلمانان را به شهادت رساندند .
پس از آن عمر را فرستاد كه او هم شكست خورده ، بازگشت . سپس عمرو بن عاص گفت : اى رسول الله ، مرا بفرست . پيامبر او را هم فرستاد كه شكستخورده بازگشت . و در روايتى آمده است كه آن حضرت صلّى اللّه عليه و آله خالد را فرستاد كه شكست خورده بازگشت . اين بدان معنا است كه اين غزوه در سال ششم نبوده ، بلكه بعد از سال هشتم بوده است ؛ اما در حوادث سال ششم بدان اشاره كرده است ( ج 1 ، ص 202 ) .
( 2 ) . از قبايل خزاعة بودند كه در منطقهء مريسيح از نواحى قديد در سمت ساحل زندگى مىكردند و بين قديد تا فرع يك روز راه بود ( وفاء الوفاء ، ج 2 ، ص 373 ) . در مورد تاريخ اين غزوه خبرهاى مختلفى نقل شده است : در مغازى واقدى ، ج 1 ، ص 404 آمده است : نبى اكرم صلّى اللّه عليه و آله در روز دوشنبه ، دوم شعبان سال پنجم از مدينه حركت كرد و در اول ماه رمضان به مدينه بازگشت . و در سيرهء ابن هشام ، ج 3 ، ص 302 آمده است كه در شعبان سال ششم . و قمى در تفسير خود ج 2 ، ص 368 و ساروى در مناقب آل ابى طالب ، ج 1 ، ص 201 بنا را بر قول اول گذاشتهاند . و طبرسى هر دو قول را در اعلام الورى ، ج 1 ، ص 196 آورده است و ما قول اخير را به خاطر وجود بعضى از قرائن ترجيح داديم كه از جمله آنها اين است كه على عليه السّلام در اينجا سوار بر اسب است و اگر اين جنگ در سال پنجم مىبود مقتضى اين بود كه حضرت در جنگ خندق نيز سواره مىبود ، چون در ماه شوال همان سال بوده است ، حال آن كه آن حضرت در خندق پياده بوده است .