تخطي إلى المحتوى الرئيسي

موسوعة التاريخ الإسلامي ( تاريخ تحقيقى اسلام ) ( فارسي ) — صفحة 290

مساهمون:

ص٢٩٠
سپس به سوى چارپايان حمله‌ور شدند كه به دنبال آن چوپان‌ها فرار كردند و به سوى اهالى ساكن در آنجا رفتند و آنها را مطلع كرده و از حضور مسلمانان ترساندند كه در نتيجه همگى فرار كردند و وقتى كه مسلمانان به محل سكونتشان رسيدند ، كسى را نيافتند و براى همين آن مرد را رها كردند . پس از آن على عليه السّلام سه روز در آنجا مكث كرد و سپس خمس غنائم را جدا كرد ، و براى پيامبر صلّى اللّه عليه و آله شتر باردارى را جدا كرد و بقيهء غنائم را كه پانصد شتر و هزار گوسفند بود ، در ميان آنان تقسيم كرد . « 1 » ( 1 )

غزوهء ذات السلاسل

« 2 » شيخ مفيد از سيره‌نويسان نقل مىكند روزى پيامبر اكرم صلّى اللّه عليه و آله در محلى نشسته بود كه يك اعرابى پيش آمد و در مقابل آن حضرت زانو زد و گفت : آمده‌ام تا تو را از روى اخلاص باخبر كنم ! فرمود : خبر مخلصانهء تو چيست ؟ گفت : قبايلى از اعراب آماده شده‌اند تا به مدينه شبيخون بزنند « 3 » در واقع بنى سليم در منطقهء الرّمل و در كنار حرّة ( سنگلاخ ) جمع شده‌اند تا بر شما حمله كنند . « 4 » آن حضرت صلّى اللّه عليه و آله به امير المؤمنين فرمود كه همهء مردم را به نماز فرا بخواند آنگاه بر فراز منبر رفت و حمد و ثناى خدا را به جاى آورد و سپس فرمود : اى مردم ، دشمنان خدا و شما به سوى مدينه روى آورده‌اند و گمان مىكنند كه مىتوانند به شهر شما شبيخون بزنند ! حال چه كسى به سوى وادى الرّمل حركت مىكند ؟ ( 2 ) مردى از ميان مهاجران برخاست و گفت : من آماده‌ام كه حركت كنم . رسول الله صلّى اللّه عليه و آله پرچم را به دست وى داد و پس از آن كه هفتصد نفر به وى پيوستند ؛ فرمود : با نام خدا حركت كن . او حركت كرد و اندكى پس از طلوع خورشيد به مقابل آن اعراب رسيد . آنها پرسيدند : تو كيستى ؟ گفت : فرستاده‌اى از سوى رسول خدا هستم . يا شهادت بدهيد كه لا إله الا الله و محمد رسول الله صلّى اللّه عليه و آله و يا اين كه با شمشير روبرو خواهيد شد ! آنها گفتند : به سوى رئيس خود بازگرد ، زيرا تعداد ما آن قدر زياد است كه توانايى مقابلهء با ما را ندارى . او هم بازگشت و رسول الله صلّى اللّه عليه و آله را از جريان باخبر كرد ! پس پيامبر دوباره اعلام كرد : چه كسى به سوى وادى الرّمل حركت مىكند ؟ مرد ديگرى از مهاجران برخاست و گفت : من آماده‌ام ! اى رسول خدا . پس رسول الله صلّى اللّه عليه و آله پرچم را به وى داد او حركت كرد ؛ اما پس از مدتى همانند رفيق خود بازگشت و جريان را بازگفت !
هامش
( 1 ) . مغازى ، ج 2 ، ص 562 و ساروى در مناقب آل ابى طالب ، ج 1 ، ص 202 به اين مطلب اشاره كرده است . ( 2 ) . و اين غزوه ، غزوهء وادى الرّمل نيز ناميده مىشود كه شيخ مفيد در ارشاد ، ج 1 ، ص 114 - 117 آن را بعد از غزوة بنى قريظه و قبل از غزوهء بنى المصطلق ذكر كرده است و ساروى در مناقب آل ابى طالب ، ج 1 ، ص 202 و در ضمن حوادث سال ششم آن را نقل نموده است . ( 3 ) . ارشاد مفيد ، ج 1 ، ص 114 . ( 4 ) . مناقب ، ج 1 ، ص 202 .