تخطي إلى المحتوى الرئيسي

موسوعة التاريخ الإسلامي ( تاريخ تحقيقى اسلام ) ( فارسي ) — صفحة 282

مساهمون:

ص٢٨٢
( 1 ) سعد بن عباده به همراه سيصد نفر از افراد قبيله‌اش در مدينه باقى مانده بود و مدت پنج شبانه روز از مدينه محافظت مىكردند تا نبى اكرم بازگشت . در اين مدت وى ده بار خرما را به همراه پسرش ، قيس بن سعد براى آنها فرستاد و رسول الله صلّى اللّه عليه و آله به وى فرمود : اى قيس ، پدرت تو را به عنوان يك جنگجو فرستاد تا نيروى مجاهدان را زياد كند و خودش به حراست از مدينه در مقابل دشمنان پرداخته است . خدايا سعد و خاندان او را رحمت كن . سپس فرمود : سعد بن عباده چه نيك مردى است ! در اين هنگام بعضى از خزرجىها گفتند : اى رسول خدا ، بزرگ و پسر بزرگان ما است . و اهل اين خانواده مردم محلّه خويش را اطعام مىكردند و يتيمان را سرپرستى كرده و مهمان را گرامى مىداشتند و ديگران را به هنگام مصيبت يارى مىكردند و از قبيلهء عشيرهء خويش حمايت مىكردند . پيامبر اكرم صلّى اللّه عليه و آله فرمود : بهترين مردم در اسلام ، بهترين آنها در زمان جاهليت هستند ، چنانچه در دين فقيه و عالم شوند . « 1 » ( 2 ) ابن اسحاق از حسن بن ابى الحسن بصرى نقل مىكند كه رسول الله صلّى اللّه عليه و آله به مدينه برگشته بود كه همسر غفارى ( ابو ذر يا پسر عمويش ) در حالى كه بر يكى از شترهاى آن حضرت سوار بود ، وارد شد و توضيح داد كه چگونه به كمك اين شتر نجات يافته است و سپس گفت : اى رسول خدا ، من نذر كرده‌ام كه اگر خداوند به وسيلهء اين شتر مرا نجات دهد ، او را نحر كنم . رسول الله صلّى اللّه عليه و آله لبخندى زد و فرمود : پاداش بدى براى او در نظر گرفته‌اى ! تو را نجات داده و تو نذر كرده‌اى كه او را نحر كنى ؟ ! نذرى كه در معصيت الهى يا بر هر چيزى كه مالك آن نيستى درست نيست . اين شتر از شتران من است و تو با بركت الهى به ميان خانواده‌ات بازگرد . « 2 » ( 3 ) واقدى با سند خود نقل مىكند : مردى كه عيينه ناميده مىشد ، يكى از ناقه‌هاى پيامبر اكرم صلّى اللّه عليه و آله را در اطراف مدينه پيدا كرد و بر آن سوار شد و نزد پيامبر آورد و گفت : يا رسول خدا ، من اين ناقه را به تو هديه كردم ! رسول الله صلّى اللّه عليه و آله لبخندى زد و آن را از او گرفت و سپس دستور داد كه سه أوقيه نقره به وى بدهند . با اين حال عدم رضايت را در چهرهء آن مرد مشاهده كرد . براى همين پس از آن كه نماز ظهر به جاى آورد ، بر بالاى منبر رفت و پس از حمد و ثناى خدا فرمود : مردى شترى را به من هديه كرد كه من آن
هامش
( 1 ) . مغازى ، ج 2 ، ص 547 . ( 2 ) . ابن هشام ، ج 3 ، ص 297 - 298 و مغازى واقدى ، ج 2 ، ص 548 و در آن آمده است : همسر ابو ذر . . . در حالى كه در آخر خبر گفته است كه آن حضرت به وى فرمود : به ميان خانواده‌ات بازگرد . و اين مناسب با آن است كه وى همسر ذرّ بن ابى ذرّ باشد كه در آنجا به قتل رسيد . و اگر همسر ابو ذر مىبود ، مناسب بود كه آن حضرت بفرمايند : به شوهرت ملحق شو . و در خبر كلينى نقل شده كه همسر ابو ذر اسير شد .