( مسأله 10 ) : رجوع به غير اعلم در مسألهاى كه اعلم فتوى نمى دهد
هرگاه غير اعلم فتوى داده باشد و احتياط هم ممكن نباشد واجب است و با
امكان احتياط در عمل به احتياط و رجوع به غير اعلم مخير است چنان كه
گذشت ( 1 ) .
( مسأله 11 ) : مأذون نيست كسى مخالفت احوطهاى مطلق كند ، بلى
جايز است ( 2 ) كه در آنها رجوع به ساير مجتهدين احيا بنمايد با رعايت الأعلم
فالأعلم ، اگر چه عمل هم كرده باشد ( 3 ) .
( مسأله 12 ) : ظاهر كلمات اين است كه تقليد اعلم واجب مطلق است
نه مشروط ، به اين معنى كه بايد تحصيل اعلم كند و بفهمد كه اعلم كيست .
( مسأله 13 ) : جاهل قاصر هرگاه عملى مانند نماز را به قصد قربت
بجا آورد و مطابق هم افتاده باشد - يعنى موافق رأى مجتهد حى كه تكليف در آن
زمان ( 4 ) رجوع به اوست - شده باشد ، صحيح است .
هامش
( 1 ) محمد باقر شيرازى : اگر فتوى ندادن اعلم به دليل ندانستن مسأله باشد رجوع
به غير جايز يا لازم است و اگر به دليل تمام ندانستن ادله يا عدم توان بررسى ادله
به جهت مرض يا زندان و يا تقيه و امثال آن باشد ، رجوع به غير اعلم مشكل است
و حتى الامكان بايد عمل به احتياط كند .
( 2 ) ميرزاى شيرازى : حكم در صورت حاجت به تكرار نيز گذشت .
محقق خراسانى : بلكه رجوع به غير در آنها نكند مگر در صورتى كه مسبوق
به مثل تأمل و اشكال باشد .
( 3 ) محمد باقر شيرازى : با تفصيلات گذشته .
( 4 ) محقق حائرى : و بلكه در اين زمان .
محمد باقر شيرازى : و بلكه در اين زمان و ميزان مطابقت در اركان نيز
مى باشد و تفصيل نسبت به قاصر ان زمان و مقصر اين زمان هم قوى است .