تخطي إلى المحتوى الرئيسي

موسوعة التاريخ الإسلامي ( تاريخ تحقيقى اسلام ) ( فارسي ) — صفحة 92

مساهمون:

ص٩٢
است . پس به دقت به آن گوش فرا دهيد و اگر همانطور بود كه اطلاع داده است ، پس از خدا بترسيد و دست از قطع رابطهء با ما برداريد و اگر بر خلاف آن چيزى بود كه وى گفته است : او را به شما تسليم مىكنم و در پى جلب رضايت شما خواهم بود ! گفتند : چه خبر مهمى به تو داده است ؟ گفت : او به من اطلاع داده است كه خداوند موريانه‌هايى را بر عهدنامه مسلّط كرده است و آنها تمام آن را به جز اسم « اللّه » جويده‌اند . پس آن را بياوريد تا اگر سخنش بر خلاف واقع بود ، او را به شما تسليم كنم . « 1 » اين عهدنامه ابتدا در كعبه بود و قريش ترسيدند كه به سرقت برده شود ، براى همين آن را نزد مادر ابو جهل گذاردند . پس قاصدى نزد وى فرستادند تا آن را بياورد و امّ ابى جهل آن را صحيح و سالم در ميان جمع آنها گذاشت . ابو طالب گفت : آيا چيزى از مهر و موم اين عهدنامه را دگرگون مىيابيد ؟ گفتند : نه . گفت : برادرزاده‌ام كه هيچ‌گاه دروغ نمىگويد به من گفته است كه خداوند موريانه‌هايى را فرستاده است كه تمام عهدنامه به جز اسم « الله » را جويده‌اند ! پس اگر صحبت‌هايش راست بود شما از ظلم كردن به ما دست برمىداريد و اگر دروغ بود كه او را به شما تسليم مىكنيم تا او را بكشيد ! مردم با صداى بلند گفتند : صحيح است ، صحيح است اى ابو طالب با ما به انصاف رفتار كردى . سپس عهدنامه را آوردند و پس از آن كه مهرهاى آن را گشودند مشاهده كردند كه در آن تنها كلمات « باسم اللهم » و « محمد » سالم باقى مانده است ! ابو طالب به آنها گفت : از خدا بترسيد و از كارهايتان دست برداريد كه در اين حال همهء افراد ساكت ماندند و به تدريج پراكنده شدند . ( 1 ) سپس هفت نفر از قريشيان براى نقض آن گرد هم آمدند كه بعضى از آنها عبارت بودند از : مطعم بن عدى بن نوفل بن عبد مناف كه نبى اكرم صلّى اللّه عليه و آله را هنگامى كه از طائف برگشت مورد حمايت خويش قرار داد . و زهير بن ابى اميّهء مخزومى همسر عاتكه ، دختر ابو طالب « 2 » و هشام بن عمرو بن لؤىّ بن غالب و ابو البخترى بن هشام و زمعة بن الاسود بن مطلّب و . . . آنها تصميم گرفتند كه دست راست كاتب آن صحيفه - منصور بن عكرمه - را قطع كنند كه ديدند دستش خشك شده است و گفتند : خداوند دست او را قطع كرده است . ( 2 ) در اين مورد ابو طالب چنين سرود :
هامش
( 1 ) . الخرائج و الجرائح ، ج 1 ، ص 142 ، ح 230 . ( 2 ) . در آينده از ابن اسحاق نقل خواهيم كرد كه مادرش عاتكه ، دختر عبد المطلب بوده است و نقل ابن اسحاق از قوت بيشترى برخوردار است .