( 1 )
صحيفهء مقاطعهء ظالمانه
در سوره نحل خداوند متعال مىفرمايد :
« ادْعُ إِلى سَبِيلِ رَبِّكَ بِالْحِكْمَةِ وَ الْمَوْعِظَةِ الْحَسَنَةِ وَ جادِلْهُمْ بِالَّتِي هِيَ أَحْسَنُ إِنَّ رَبَّكَ هُوَ أَعْلَمُ بِمَنْ ضَلَّ عَنْ سَبِيلِهِ وَ هُوَ أَعْلَمُ بِالْمُهْتَدِينَ »
« 1 » ؛ با فرزانگى و اندرزى نيكو به راه پروردگارت بخوان و با بهترين طريق با آنها مباحثه كن و پروردگار گمراهان و هدايتشدگان طريقش را بهتر مىشناسد .
ابن شهر آشوب در مناقب از شرف المصطفى تأليف خرگوشى نقل مىكند كه آيهء
« ادْعُ إِلى سَبِيلِ رَبِّكَ . . . »
در آخرين روزهاى محاصره در شعب ابى طالب بر پيامبر اكرم صلّى اللّه عليه و آله نازل شد و آن حضرت صلّى اللّه عليه و آله فرمود : چگونه آنها را دعوت كنم در حالى كه با من پيمان بستهاند كه دعوت را ترك كنم ؟ پس جبرئيل به نبى اكرم صلّى اللّه عليه و آله خبر داد كه خداوند موريانهها را بر عهدنامه مسلط كرده است و آن را جويدهاند . « 2 »
( 2 ) قبل از او قطب راوندى در قصص الانبياء روايت كرده است كه وقتى پيامبر به مدت چهار سال در شعب به سر برد ، خداوند موريانهها را بر عهدنامه مسلّط كرد و اين حشرات تمام كلمات آن را جويدند و تنها اسم « اللّه » را سالم گذاشتهاند و پس از آن جبرئيل بر پيامبر اكرم صلّى اللّه عليه و آله نازل شد و او را با خبر ساخت . « 3 » او اين خبر را در الخرائج و الجرائح نيز نقل كرده و گفته است : بنى هاشم به مدت چهار سال در شعب ابى طالب محاصره بودند تا اين كه روزى رسول الله صلّى اللّه عليه و آله از خواب بيدار شد و به عمويش ابو طالب گفت : عهدنامهاى را كه قريش آن را در قطع رابطه با ما نوشته بودند ، به وسيلهء موريانههايى كه خداوند فرستاده است ، خورده شد ، و تنها اسم « الله » در آن باقى مانده است .
ابو طالب گفت : اى برادرزادهام آيا نزد قريش بروم و آنها را مطلع سازم ؟ رسول الله صلّى اللّه عليه و آله فرمود : هرطور كه بخواهى .
( 3 ) ابو طالب ( رض ) نزد قريش رفت و آنها از آمدنش خوشحال شدند و با احترام به پيشواز او رفتند و گفتند :
مىدانستيم كه رضايت قومت براى تو مهمتر از آن چيزى است كه در آن افتادهاى و آيا براى اين آمدهاى كه محمد را به ما تسليم كنى ؟
گفت : اى مردم ، من براى ابلاغ خبرى آمدهام كه برادرزادهام محمد صلّى اللّه عليه و آله مرا از آن مطلع ساخته
هامش
( 1 ) . نحل ( 16 ) ، 125 .
( 2 ) . مناقب آل ابى طالب ، ج 1 ، ص 65 .
( 3 ) . قصص الانبياء ، ص 329 .