تخطي إلى المحتوى الرئيسي

موسوعة التاريخ الإسلامي ( تاريخ تحقيقى اسلام ) ( فارسي ) — صفحة 76

مساهمون:

ص٧٦
روح بپرسيد كه آن چيست ؟ پس اگر به دو سؤال اول جواب داد و در مورد روح پاسخى نداد ، بدانيد كه او پيامبر است . ( 1 ) آنها به سوى مكه رفتند و گفتند : اى جماعت قريش ! مطالبى را آورده‌ايم كه باعث اتمام نزاع شما و محمد مىگردد و آنگاه جريان را براى آنها تعريف كردند . سپس نزد محمد صلّى اللّه عليه و آله آمدند و سؤال‌ها را مطرح كردند و او فرمود : فردا به سؤال‌هاى شما جواب خواهم داد ، اما ان شاء الله نگفت و سپس هر كدام به دنبال كار خويش رفتند . رسول اكرم صلّى اللّه عليه و آله به مدت پانزده شب انتظار كشيد ، اما در آن مدت ، وحى نازل نشد و جبرئيل به سراغ پيامبر صلّى اللّه عليه و آله نيامد ، به طورى كه اهل مكه متوجه شدند و در اين باب با هم گفت‌وگو مىكردند . و همين صحبت‌هاى اهل مكه پيامبر اكرم صلّى اللّه عليه و آله را بسيار غمگين مىساخت . ( 2 ) پس از مدتى جبرئيل نازل شد و سورهء كهف را آورد كه در آن دربارهء گروه جوانان عهد قديم و مرد جهانگرد و فاتح صحبت شده بود و در آن آمده بود : « يسئلونك عن الروح » ؛ از تو در مورد روح سؤال مىكنند . رسول الله صلّى اللّه عليه و آله به جبرئيل فرمود : چرا مدتى نزول وحى را قطع كردى ؟ در جواب گفت :
« ما نَتَنَزَّلُ إِلَّا بِأَمْرِ رَبِّكَ »
« 1 » ؛ ما جز به ارادهء الهى نازل نمىشويم . و در مورد قول خداوند متعال :
« وَ لا تَقُولَنَّ لِشَيْءٍ إِنِّي فاعِلٌ ذلِكَ غَداً إِلَّا أَنْ يَشاءَ اللَّهُ »
« 2 » ؛ هرگز نگو فردا چنين مىكنم ، مگر اين كه خدا بخواهد ؛ مىگويد : قبل از اين روايتى را نقل كرديم كه در آن آمده بود : نبى اكرم صلّى اللّه عليه و آله در باب اصحاب كهف و ذى القرنين مورد سؤال قرار گرفت و در جواب گفت : فردا پاسخ شما را خواهم داد ، اما ان شاء الله را نگفت : براى همين مدتى وحى بر او نازل نشد تا اين كه اندوهگين شد و پس از آن خدا اين سوره را بر او نازل كرد و به او دستور داد كه هميشه ان شاء الله را بگويد . « 3 » ( 3 )

هفتادمين سوره : نحل

قمى در تفسير خود مىگويد : اين سوره هنگامى نازل شد كه قريش از وى درخواست نزول عذاب كردند و خداوند فرمود :
« أَتى أَمْرُ اللَّهِ فَلا تَسْتَعْجِلُوهُ »
« 4 » ؛ فرمان خدا فرا رسيده است ، بر آن شتاب نداشته باشيد .
هامش
( 1 ) . مجمع البيان ، ج 6 ، ص 697 و سيرهء ابن اسحاق ، ج 1 ، ص 321 . ( 2 ) . كهف ( 18 ) ، 23 - 24 . ( 3 ) . مجمع البيان ، ج 6 ، ص 712 و سيرهء ابن اسحاق ، ج 1 ، ص 327 . ( 4 ) . تفسير قمى ، ج 1 ، ص 382 .