آيهاى از سوره احقاف منسجم مىشود كه مىفرمايد
« وَ إِذْ صَرَفْنا إِلَيْكَ نَفَراً مِنَ الْجِنِّ »
؛ گروهى از ديوان را نزد تو فرستاديم .
در خبر دوم هم رسول الله صلّى اللّه عليه و آله مىفرمايد : « اتانى داعى الجنّ » ؛ نمايندهاى از أجنه به نزد من آمدند ، نه در خبر اول كه مىگويد : « من مأمور شدهام كه امشب براى اجنّه قرآن قرائت كنم » ؛ بنابراين انگيزهاى براى قبول آنچه كه از زهرى در تفسير آيه سوره احقاف نقل شده است ، وجود ندارد . در صورتى كه معناى خبر ، همان خبر سعيد بن جبير است كه در آن منطقهء نخله ذكر شده است و از بخارى و مسلم و واحدى نقل شد كه خبر او دربارهء سوره جن مىباشد .
( 1 )
سورهء شصت و نهم : كهف
قمى در تفسير خود با سندى از امام صادق عليه السّلام نقل مىكند كه فرمود :
علّت نزول سورهء كهف اين بود كه قريش ، عدهاى را كه عبارت بودند از : نضر بن حارث كلدة ، عقبة بن ابى معيط و عاص بن وائل سهمى به نجران فرستادند . اينان مىبايست مسائلى را از يهود و نصارى ياد بگيرند و از رسول الله صلّى اللّه عليه و آله سؤال كنند .
( 2 ) آنها نزد علماى يهود نجران رفتند و درخواست خويش را بيان كردند و آنها در پاسخ گفتند : از او در مورد سه مسأله سؤال كنيد ؛ اگر او طبق آنچه كه در كتابهاى ما آمده است جواب داد ، راستگو است و سپس از او در مورد يك مسأله سؤال كنيد كه اگر ادعاى دانستن آن را كرد ، بدانيد كه دروغگو است . گفتند : اين مسائل چيست ؟ گفتند : از او در مورد جوانهايى سؤال كنيد كه در زمانهاى قبل زندگى مىكردند . آنها از شهر خارج گرديدند و غيب شدند و آنگاه خوابيدند و مدتهاى مديدى در خواب باقى ماندند . از او بپرسيد كه چه مدت در خواب بودند و تعدادشان چند نفر بود و چه چيز ديگرى از غير خودشان همراه آنها بود و قصه آنها چه بوده است ؟
از او در مورد عالمى سؤال كنيد كه موسى از سوى خدا مأمور شد كه از پيروى كنند و از او چيزهايى ياد بگيرد ، او چه كسى بود و چگونه موسى از او پيروى كرد و قصهاش چگونه بوده است ؟
و از او در مورد طايفهاى سؤال كنيد كه از محل غروب تا طلوع خورشيد راه پيمودند تا اين كه به سدّ يأجوج و مأجوج رسيدند . او چه كسى بود و قصهاش چگونه است ؟
سپس جواب اين سؤالهاى سهگانه را به آنها دادند و گفتند : اگر جوابهايش مطابق با آنچه كه ما گفتيم باشد ، در ادعايش صادق است و اگر جوابهايش بر خلاف اينها باشد دروغگو است و او را تصديق نكنيد .