( 1 ) همچنين اين تذكر از حاشيهء نسخهء خطى كتاب دولابى منهاى بخش آخر آن ، چاپ شده است . « 1 » و جا دارد كه بگوييم هر دو ( أسماء بنت سكن و سلمى بنت عميس ) حاضر بودهاند . و توجيه إربلى با آنچه كه از قول اسماء گذشت قريب به ذهن مىگردد . او در جواب رسول اللّه صلّى اللّه عليه و آله گفت : هر زن جوانى در شب زفاف احتياج به يكى از زنان نزديك خويش دارد « 2 » و منظور اين است كه از خويشاوندان او باشد و سلمى ، همسر حمزه و خواهر اسماء ، همسر جعفر از نزديكان زهرا بودهاند ؛ ولى اسماء دختر سكن انصارى چنين قرابتى نداشته است .
( 2 ) لكن محقق بحار الانوار ، مرحوم ربّانى شيرازى توجيه گنجى شافعى را ترجيح داده است ؛ « 3 » زيرا به وى خطيب ( خواستارى كن ) زنان مىگفتند و كنيهاش امّ سلمه بوده است . در اين صورت آنچه در مورد قضيهء ازدواج زهرا از ام سلمه روايت شده است در حقيقت از اسماء دختر سكن بوده است نه از ام سلمه كه نبى اكرم صلّى اللّه عليه و آله يك سال پس از آن با او ازدواج كرد . « 4 »
( 3 )
صبحگاه شب زفاف
آنچه كه ابن سعد در الطبقات با سندى از اسماء بنت عميس در مورد سنتهاى فرداى عروسى نقل مىكند ، اين است كه وى مىگويد : در زفاف فاطمه دختر رسول اللّه صلّى اللّه عليه و آله حاضر بودم . صبح روز بعد نبى اكرم صلّى اللّه عليه و آله جلوى در آمد و فرمود : اى ام ايمن ، برادر مرا بگو بيايد ! گفت : او برادر تو است و دخترت را به او تزويج مىكنى ؟
فرمود : بله . اى ام أيمن . در همين حال زنان صداى پيامبر صلّى اللّه عليه و آله را شنيدند و هر كدام در گوشهاى پنهان شدند و من هم در گوشهاى پنهان شدم .
على عليه السّلام نزد او آمد و آن حضرت صلّى اللّه عليه و آله مقدارى آب رويش پاشيد و براى او دعا كرد . سپس فرمود :
فاطمه را بگو بيايد . فاطمه عليها السّلام با خجالت و حيا پيش پدر آمد .
رسول اللّه صلّى اللّه عليه و آله به او فرمود : آرامش داشته باش و بدان كه تو را در نكاح يكى از بهترين خويشاوندانم در آوردهام . سپس مقدارى آب بر رويش پاشيد و براى او دعا كرد و بازگشت .
هنگام بازگشت مرا در مقابل خويش ديد و فرمود : اين كيست ؟ گفتم من . فرمود : اسماء ؟ گفتم : بله .
فرمود : آيا آمدهاى تا فاطمه در شب زفافش يارى كنى ؟ گفتم : بله . او براى من دعا كرد . « 5 »
هامش
( 1 ) . تاريخ نسخه 669 ه ق و وفات اربلى در 693 ه ق بوده است .
( 2 ) . كشف الغمة ، ج 1 ، ص 351 .
( 3 ) . بحار الانوار ، ج 43 ، ص 182 .
( 4 ) . همان ، ص 132 .
( 5 ) . الطبقات ، ج 8 ، ص 24 و ابن حنبل در الفضائل ، ص 958 - 1342 و دولابى در الذرية الطاهره ص 94 - 96 و از او در