تخطي إلى المحتوى الرئيسي

موسوعة التاريخ الإسلامي ( تاريخ تحقيقى اسلام ) ( فارسي ) — صفحة 344

مساهمون:

ص٣٤٤
سپس از نزد آنها خارج شد و در را بر آنها بست و داخل حجرهء خود شد و در را بست . ( 1 ) گنجى شافعى ( م 658 ه ) در حاشيهء اين خبر نوشته است : حافظ ، ابن بطة عكبرى خبر را اين گونه روايت كرده و اين خوب است ، الّا اين كه ذكر نام أسماء بنت عميس در اين روايت صحيح نيست ؛ زيرا اين اسماء ، زن جعفر بن ابى طالب عليه السّلام بوده و با همسرش در حبشه به سر مىبرده است و در سال هفتم و بعد از فتح خيبر به مدينه بازگشته است و در آن هنگام نبى اكرم صلّى اللّه عليه و آله فرمود : نمىدانم به كدام يك خوش‌حال باشم . و من آوردن نام او را در اين حديث چيزى جز اشتباه بعضى از راويان نمىدانم بلكه درست اين است كه اسماء مذكور در اين حديث كه در ازدواج فاطمه عليها السّلام شركت داشت ، أسماء بنت يزيد بن سكن انصارى بوده است و وى احاديثى را هم از نبى اكرم صلّى اللّه عليه و آله روايت كرده است و شهر بن حوشب و بعضى ديگر از تابعين از او روايت كرده است . « 1 » ( 2 ) إربلى حديث را از او در كشف الغمة نقل كرده است ؛ اما وى وجه ديگرى را اختيار كرده و نوشته است : از كتاب الذرية الطاهره تأليف أبى بشر بن حمّاد انصارى دولابى با سندى از ( اسماء بنت عميس ) نقل شده است كه على عليه السّلام زره‌اش را پيش يك يهودى به گرو گذاشت و با پول آن وليمه داد . . . و وليمه‌اش عبارت بود از دو صاع جو و خرما و حيس . « 2 » اسماء مىگويد : من فاطمه عليها السّلام را در حالى براى على عليه السّلام آماده مىكردم كه فرش و بالش‌هاى آنها از ليف خرما بود ! ( 3 ) سپس در تعليقهء آن نوشته است : چنان كه مشاهده مىكنيد روايات بسيارى دلالت بر اين سخن كه اسماء بنت عميس در شب زفاف فاطمه عليها السّلام حاضر بوده است . . . و اين در حالى است كه اسماء به همراه شوهرش در حبشه به سر مىبرده است و به همراه همسرش در سال ششم هجرى به مدينه بازگشتند و لذا در زمان زفاف فاطمه در مدينه نبوده است ؛ زيرا زفاف در ذى الحجّه سال دوم بوده است و زنى كه شاهد زفاف بوده ، خواهرش ( سلمى بنت عميس ) بوده است كه همسر حمزة بن عبد المطلب به شمار مىرفته است ، لكن أسماء نزد راويان حديث از خواهرش مشهورتر بوده است و لذا از او روايت كرده‌اند ، يا اين كه يك راوى اشتباه كرده است و بقيه از او پيروى كرده‌اند ! « 3 »
هامش
( 1 ) . كفاية الطالب ، ص 307 و اربلى در كشف الغمه ، ج 1 ، ص 372 از گنجى نقل كرده است . ( 2 ) . ظاهرا آنها از جو ، نان و از خرما حيس تهيه كردند و ما معناى حيس را در آنچه خوارزمى در مناقب با سندى از على عليه السّلام روايت كرده است چنين مىيابيم : نبى اكرم صلّى اللّه عليه و آله درهم‌هايى به من داد و فرمود : مقدارى آرد و خرما و أقطّ ( كشك ) تهيه كن و من آنها را تهيه كردم و نزد رسول اللّه صلّى اللّه عليه و آله آوردم . آن حضرت سفره‌اى طلبيد و سپس آستين‌هايش را بالا زد و آنگاه خرما و آرد را به هم مىماليد و آنها را با اقط ( كشك ) مخلوط مىكرد و حيس درست مىكرد ؛ چنان كه در كشف الغمة آمده است ج 1 ، ص 361 . ( 3 ) . كشف الغمه ، ج 1 ، ص 366 - 367 .
موسوعة التاريخ الإسلامي ( تاريخ تحقيقى اسلام ) ( فارسي ) — صفحة 344 | الشيخ محمد هادي اليوسفي الغروي / حسينعلى عربى