تخطي إلى المحتوى الرئيسي

موسوعة التاريخ الإسلامي ( تاريخ تحقيقى اسلام ) ( فارسي ) — صفحة 348

مساهمون:

ص٣٤٨
( 1 )

وفات عثمان بن مظعون

طبرى مىنويسد : در ذى الحجهء همين سال عثمان بن مظعون از زخمىهاى بدر ، در گذشت و رسول اللّه صلّى اللّه عليه و آله او را در بقيع به خاك سپرد و سنگى را به عنوان نشانه بر روى قبر او گذاشت . « 1 » ( 2 ) ابن عبد البر در الاستيعاب از عايشه نقل مىكند كه گفت : نبى اكرم صلّى اللّه عليه و آله پيكر عثمان بن مظعون را بوسيد و در اين حال گريه مىكرد و اشك‌هايش جارى بود . « 2 » ابن شبّه نميرى در التاريخ المدينه با سندى از عمر مخزومى مىنويسد : عثمان بن مظعون اوّلين فرد از ميان مهاجران بود كه در مدينه درگذشت . از رسول اللّه صلّى اللّه عليه و آله سؤال كردند كه او را كجا دفن كنيم ؟ فرمود : در بقيع . و آن حضرت صلّى اللّه عليه و آله قبرى براى او حفر كرد و پس از دفن ، سنگى از سنگ‌هاى قبر باقى ماند كه رسول اللّه صلّى اللّه عليه و آله آن را در پايين قبر عثمان قرار داد . « 3 » ( 3 ) و با سندى از مطلب بن عبد الله از يكى از صحابه نقل مىكند كه : وقتى نبى اكرم صلّى اللّه عليه و آله عثمان بن مظعون را دفن كرد ، به مردى گفت : بلند شو و آن سنگ را بر قبر برادرم بگذار تا موضع قبر او را بدانم و خاندانم را در اطراف قبر او دفن كنم . آن مرد بلند شد ؛ ولى نتوانست سنگ را حركت دهد . و گويى كه من سفيدى دست‌هاى رسول اللّه صلّى اللّه عليه و آله را مىديدم كه سنگ بزرگ را حركت داد و بر قبر عثمان قرار داد . « 4 » ( 4 ) كلينى در فروع كافى با سندى از امام صادق عليه السّلام روايت مىكند كه فرمود : وقتى عثمان بن مظعون درگذشت ، رسول اللّه صلّى اللّه عليه و آله شنيد كه همسرش مىگويد : اى ابو سائب ، بهشت گوارايت باد و رسول اللّه صلّى اللّه عليه و آله فرمود : تو چه مىدانى ؟ فقط همين را بگو كه او خدا و رسولش را دوست مىداشت . « 5 »
هامش
( 1 ) . تاريخ طبرى ، ج 2 ، ص 485 و از او در الكامل ، ج 2 ، ص 98 و از در بحار الانوار ، ج 20 ، ص 8 . ( 2 ) . الاستيعاب ، ج 3 ، ص 85 . ( 3 ) . تاريخ مدينه ، ج 1 ، ص 101 - 102 باقيماندهء اين خبر چنين است : وقتى كه مروان بن حكم والى مدينه شد ، روزى از كنار آن سنگ مىگذشت كه دستور داد آن را از قبر به جاى ديگرى پرت كنند و گفت : به خدا قسم كه نبايد روى قبر عثمان بن مظعون سنگى باشد كه به وسيلهء آن شناخته شود . به او گفتند : آيا سنگى را پرتاب كرده‌اى كه نبىّ اكرم صلّى اللّه عليه و آله با دستان خود آن را در اينجا گذارده بود ؟ ! كار بسيار بدى كردى . دستور بده كه آن را به جاى اوّل خود بازگردانند . او گفت : به خدا قسم كه پس از پرت كردن آن به جاى اول بازگردانده نمىشود ! و شايد كه اين اقدام وى بدين خاطر بوده است كه عثمان در جنگ بدر يك نفر از مشركين را كشته بود و فرد ديگرى را اسير كرده بود ! ( 4 ) . تاريخ مدينه ، ج 1 ، ص 102 . ( 5 ) . فروع كافى . عجيب اين است كه حميرى در قرب الاسناد ، با سندى از امام باقر عليه السّلام و صدوق در الخصال ، ج 2 ، ص 37 با سندى از امام صادق عليه السّلام روايت كرده‌اند كه : عثمان با ام كلثوم ازدواج كرد و او فوت كرد در حالى كه عثمان به او دخول نكرده بود و هنگامى كه به سوى بدر حركت كردند ، رسول اللّه صلّى اللّه عليه و آله رقيّه را به او تزويج كرد . . . و اين با مسلمات تاريخ و سيره مخالف است !
موسوعة التاريخ الإسلامي ( تاريخ تحقيقى اسلام ) ( فارسي ) — صفحة 348 | الشيخ محمد هادي اليوسفي الغروي / حسينعلى عربى