تخطي إلى المحتوى الرئيسي

موسوعة التاريخ الإسلامي ( تاريخ تحقيقى اسلام ) ( فارسي ) — صفحة 347

مساهمون:

ص٣٤٧
( 1 ) سپس شبانه حركت كردند و او پشت در خانه حيىّ بن أخطب از رؤساى بنى نضير رفت و در زد . ابن أخطب از ترس در را باز نكرد ، لذا ابو سفيان به خانهء سلّام بن مشكم كه صاحب اموالشان در مدينه بود آمد . او در را باز كرد و از او پذيرايى نمود و خبرهاى مدينه را برايش گفت . سپس ابو سفيان نزد ياران خود بازگشت و افرادى را به ناحيهء عريض در مدينه فرستاد . آنها در آنجا فردى از انصار را ديدند كه به همراه هم‌پيمانش مشغول كشاورزى است . آنها را كشتند و نخل‌هايشان را به آتش كشيدند و سپس بازگشتند . رسول اللّه صلّى اللّه عليه و آله به محض اطلاع از حارثه ، ( همانند دفعه قبل ) أبو لبابه ، بشير بن عبد المنذر را بر مدينه گماشت و براى دستيابى به مشركان قريش حركت كرد تا به قرقرة الكدر ( كه در ناحيه معدن و به فاصله هشت منزلى مدينه قرار دارد ) رسيد و نتوانست كه به ابو سفيان و اصحابش دست يابد و لذا بازگشت . اصحاب آن حضرت صلّى اللّه عليه و آله سؤال كردند كه آيا مىتوانيم اين را هم يك غزوه بدانيم ؟ فرمود : بله . و آن را غزوه سويق ناميدند ، زير سويق‌هاى زيادى را ديدند كه مشركان براى سبك‌تر شدن بارها و افزايش سرعت مركب‌هايشان بر زمين ريخته بودند . اين غزوه در روز يكشنبه ، پنجم ذى الحجّه « 1 » كه بيست و دومين ماه هجرت به مدينه بود ؛ رخ داد و پنج روز طول كشيد « 2 » و اين بدان معنا است كه آن حضرت در عيد قربان به مدينه بازگشت . ( 2 )

عيد قربان

در مورد عيد قربان ، نميرى بصرى با سندى از جابر بن عبد اللّه انصارى نقل مىكند كه : اوّلين عيد قربانى كه مسلمانان آن را گرامى داشتند ، صبح دهم ذى الحجّه بود كه از بنى قينقاع برگشته بوديم و در بنى سلمه قربانى كرديم و من هفده قربانى را در آنجا ديدم . « 3 » ( 3 ) يعقوبى مىنويسد : رسول اللّه صلّى اللّه عليه و آله عيد قربان در مدينه بود و به همراه مردم به طرف مصلّى حركت كرد . . . و در همين حال گوسفندى را به همراه مىبرد و در مصلّى يك يا دو گوسفند را با دست خويش قربانى كرد و از يك راه به مصلّى رفت و از راه ديگرى برگشت . « 4 »
هامش
( 1 ) . سيرهء ابن هشام ، ج 3 ، ص 47 و اعلام الورى ، ج 1 ، ص 172 و مناقب آل ابى طالب ، ج 1 ، ص 190 ، به صورت مختصر . ( 2 ) . مغازى واقدى ، ج 1 ، ص 181 . ( 3 ) . تاريخ مدينه ، ج 1 ، ص 137 - 138 و طبرى ، ج 2 ، ص 481 آن را از واقدى نقل كرده است ؛ امّا اين مطلب در مغازى نيامده است و شايد در سيره‌اش بوده است . ( 4 ) . تاريخ يعقوبى ، ج 2 ، ص 46 و تاريخ طبرى ، ج 2 ، ص 481 و مسعودى در التنبيه و الاشراف ، ص 207 و از طبرى جزرى در الكامل ، ج 2 ، ص 98 و از او در بحار الانوار ، ج 20 ، ص 8 .
موسوعة التاريخ الإسلامي ( تاريخ تحقيقى اسلام ) ( فارسي ) — صفحة 347 | الشيخ محمد هادي اليوسفي الغروي / حسينعلى عربى