تخطي إلى المحتوى الرئيسي

موسوعة التاريخ الإسلامي ( تاريخ تحقيقى اسلام ) ( فارسي ) — صفحة 341

مساهمون:

ص٣٤١
سند و ( تقريبا ) با همين الفاظ دولابى در الذرية الطاهره از امام صادق عليه السّلام و إربلى از او در كشف الغمه و از او در بحار الانوار ، اين روايت را آورده‌اند . « 1 » ( 1 ) اما در مورد روز آن ، شيخ مفيد در مسارّ الشيعة « 2 » و شيخ طوسى در المصباح گفته‌اند كه ازدواج در روز اول ذى الحجّة بوده است ؛ « 3 » بنابراين ازدواج آنها بعد از ورود خواهرش زينب ، همسر ابى العاص بن ربيع به مدينه بوده است ؛ زيرا ازدواج حدود يك ماه بعد از واقعهء بدر صورت گرفته است . « 4 » و خواهر ديگرش ام كلثوم هم حضور داشته است ؛ اما در مورد رقيّه ، همسر عثمان گفته‌اند : او قبل از بدر مريض شد و بعد از بدر و پيش از آن كه مسلمانان به مدينه برسند ، فوت كرد ؛ يعنى قبل از ازدواج خواهرش در اوّل ذى الحجّه و تقريبا بيش از چهل روز پيش از آن درگذشت . لكن توضيح داده كه رقيه در ذى الحجّه يا محرّم ، يعنى بعد از ازدواج فاطمه وفات كرد و در اين صورت شاهد ازدواج خواهرش بوده است . ( 2 )

از سنت‌هاى شب ازدواج

بعضى از سنت‌هاى پيامبر اكرم صلّى اللّه عليه و آله در شب ازدواج دخترش فاطمه عليها السّلام را خوارزمى در المناقب و گنجى شافعى در كفاية الطالب فى مناقب على بن ابى طالب عليه السّلام از حافظ ابن بطة عكبرى با سندى كه آن را بسيار خوب و عالى توصيف كرده ، از ابن عباس نقل كرده است كه : رسول اللّه صلّى اللّه عليه و آله رو به زنان كرد و گفت : همانا دخترم را به پسر عمويم تزويج كردم و شما مقام و منزلت دخترم را نزد من مىدانيد و حال او را به على عليه السّلام سپرده‌ام ، پس براى او بهتر از دختران خويش اقدام كنيد . ( 3 ) زنان در اتاق فاطمه فرشى از ليف و يك بالش و پرده‌اى خيبرى و يك تشت لباس‌شويى گذاشتند و ام ايمن هم دربان شد . آنها برخاستند و بر حضرت زهرا زيورهايى آويختند و خوشبويش نمودند و رسول اللّه صلّى اللّه عليه و آله بلال را فرا خواند و به او گفت : حال كه ازدواج دخترم ، با پسر عمويم است ، دوست دارم كه از سنت‌هاى امت من اين باشد كه در ازدواج ، وليمه ( خوراك ) بدهند . پس برو و يك گوسفند
هامش
( 1 ) . الذرية الطاهره ، ص 93 و كشف الغمة ، ج 1 ، ص 364 و بحار الانوار ، ج 43 ، ص 92 و به فصل ازدواج همين كتاب مراجعه كنيد . ( 2 ) . مسارّ الشيعة ، ص 53 و لكن او عقد را اراده مىكند و نه عروسى را و امّا عروسى را در بيست و يكم محرّم سال سوم هجرى مىداند ( ص 61 - 62 ، چ قم ) و همچنين در حدائق الرياض و الاقبال و در بحار الانوار ، ج 43 ، ص 92 به اين مطلب اشاره شده است . ( 3 ) . چنان كه در بحار الانوار ، ج 43 ، ص 92 آمده است . ( 4 ) . ابن هشام ، ج 2 ، ص 308 .