تخطي إلى المحتوى الرئيسي

موسوعة التاريخ الإسلامي ( تاريخ تحقيقى اسلام ) ( فارسي ) — صفحة 340

مساهمون:

ص٣٤٠
رسول اللّه صلّى اللّه عليه و آله فرمود : اسيرش را آزاد كنيد و احكام دين را به او بياموزيد و قرآن براى او تلاوت كنيد . عمير گفت : اى رسول خدا ، من براى خاموش كردن نور خدا خيلى تلاش كردم و كسانى كه دين الهى را داشتند ، خيلى اذيت مىكردم ؛ حال مىخواهم كه اجازه بفرماييد تا من به مكه بروم و آنها را به خدا و رسولش و اسلام دعوت كنم تا شايد خداوند آنها را هدايت كند و الّا آن‌ها را اذيت مىكنم ، چنان كه اصحاب تو را به خاطر دينشان اذيت مىكردم ! رسول اللّه صلّى اللّه عليه و آله به او اجازه داد و او به مكه رفت . پس از آن كه عمير وارد مكه شد ، مردم را به اسلام دعوت مىكرد و هر كسى را كه با او مخالفت مىكرد ، مورد اذيت و آزار قرار مىداد و به اين ترتيب عدهء زيادى به دست او مسلمان شدند . « 1 » ( 1 ) مثل همين را واقدى در مغازى با سندى از عاصم بن عمر بن قتاده نقل كرده و سپس از عبد اللّه بن عمرو بن اميّة روايت كرده است كه : وقتى عمير بن وهب نزد خانواده‌اش بازگشت ، شروع به دعوت ديگران به اسلام كرد و اين خبر به گوش صفوان رسيد . . . روزى عمير نزد صفوان كه در حجر اسماعيل نشسته بود رفت و صدا زد : أبو وهب ! امّا صفوان از او روى برگردانيد . عمير گفت : تو از بزرگان ما هستى ، دربارهء عبادت سنگ و قربانى براى آن چه مىگويى ؟ آيا اين دين است ؟ ! شهادت بده به اين كه : لا إله الا اللّه و انّ محمدا عبده و رسوله ! ولى صفوان حتى يك كلمه به او جواب نداد . « 2 » ( 2 )

ازدواج على با زهرا عليها السّلام

گفته شد كه در دو شب باقيمانده از ماه صفر ، على عليه السّلام زهرا را عقد كرد و اين قبل از آن بود كه يك سال از هجرت بگذرد و بعضى گفته‌اند : عقد آنها بعد از يك سال از هجرت بوده است و برخى ديگر گفته‌اند : در ماه صفر سال دوم هجرى بوده است و منظور آنها از سال دوم ، شروع سال دوم با حلول ماه محرم بوده و منظورشان يكى است . اما در مورد شب ازدواج آن‌ها ، طبرى از واقدى با سندى از امام باقر عليه السّلام روايت كرده است كه فرمود : على بن ابى طالب عليه السّلام در ماه ذى الحجّه كه مصادف با بيست و دومين ماه هجرت بود . « 3 » با زهرا عليها السّلام ازدواج كرد و صدر اين روايت را قبل از اين نقل كرده « 4 » و با همين
هامش
نقل از كازرونى در المنتقى از ابن اسحاق آورده است و در ج 18 ، ص 140 از بحار الانوار ، خلاصهء آن از مناقب آل ابى طالب ، حلبى ج 1 ، ص 113 آمده است . ( 1 ) . سيرهء ابن هشام ، ج 2 ، ص 316 - 318 با اندكى تصرف . ( 2 ) . مغازى واقدى ، ج 1 ، ص 125 - 128 . ( 3 ) . تاريخ طبرى ، ج 2 ، ص 485 - 486 . ( 4 ) . همان ، ص 410 .