( 1 ) سپس از عروه روايت كرده است كه وقتى رسول اللّه صلّى اللّه عليه و آله از بدر بازگشت و يهوديان سركشى خويش را آشكار كردند ، جبرئيل آيات زير را نازل كرد :
« إِنَّ شَرَّ الدَّوَابِّ عِنْدَ اللَّهِ الَّذِينَ كَفَرُوا فَهُمْ لا يُؤْمِنُونَ الَّذِينَ عاهَدْتَ مِنْهُمْ ثُمَّ يَنْقُضُونَ عَهْدَهُمْ فِي كُلِّ مَرَّةٍ وَ هُمْ لا يَتَّقُونَ فَإِمَّا تَثْقَفَنَّهُمْ فِي الْحَرْبِ فَشَرِّدْ بِهِمْ مَنْ خَلْفَهُمْ لَعَلَّهُمْ يَذَّكَّرُونَ وَ إِمَّا تَخافَنَّ مِنْ قَوْمٍ خِيانَةً فَانْبِذْ إِلَيْهِمْ عَلى سَواءٍ إِنَّ اللَّهَ لا يُحِبُّ الْخائِنِينَ وَ لا يَحْسَبَنَّ الَّذِينَ كَفَرُوا سَبَقُوا ، إِنَّهُمْ لا يُعْجِزُونَ »
؛
بدترين جنبندگان نزد خدا كسانى هستند كه كافرند و ايمان نمىآوردند . كسانى كه با آنها پيمان بستى و هر بار پيمان خود را مىشكنند و پرهيزگار نيستند . اگر ديدى كه بر جنگ تو آمدهاند چنان به آنها حمله ببر تا پيروانشان نيز پراكنده شوند ، شايد به خود آيند . اگر از خيانت قومى ترس داشتى ، منصفانه ( فسخ پيمان خود را ) به آنها اعلام كن ؛ كه خداوند خائنان را دوست ندارد . كافران نپندارند كه رها شدهاند ، آنها هرگز ما را عاجز نخواهند كرد .
پس از آن كه سخنان جبرئيل به اتمام رسيد ؛ رسول اللّه صلّى اللّه عليه و آله به او فرمود : من آنها را مىترسانم . « 1 »
تا اين كه جبرئيل فرمود :
« وَ إِنْ يُرِيدُوا أَنْ يَخْدَعُوكَ فَإِنَّ حَسْبَكَ اللَّهُ هُوَ الَّذِي أَيَّدَكَ بِنَصْرِهِ وَ بِالْمُؤْمِنِينَ »
؛ اگر به صلح مايل شدند ، تو نيز از در صلح وارد شو و بر خدا توكل كن كه او شنواى دانا است . و اگر بخواهند فريبت بدهند خدا براى تو كافى است ، او است كه با نصرت خود و يارى مؤمنان تو را تأييد كرد .
( 2 ) واقدى مىگويد كه منظور يهوديان بنى قريظه و بنى نضير مىباشند كه گفته بودند : ما اسلام مىآوريم و از تو تبعيت مىكنيم . « 2 »
پس نبى اكرم صلّى اللّه عليه و آله ابو لبابة بن عبد المنذر را همانند قبل « 3 » در مدينه جانشين خود كرد و بر طبق دستور آيه به سوى آنها حركت كرد و آنها را به مدت پانزده شبانه روز در محاصرهء شديدى قرار داد . « 4 »
هامش
( 1 ) . همان ، ج 1 ، ص 180 و 177 و 135 و التبيان ، ج 5 ، ص 146 و مجمع البيان ، ج 4 ، ص 850 .
( 2 ) . مغازى واقدى ، ج 1 ، ص 135 و التبيان ، ج 5 ، ص 151 - 152 و اين يكى از عوامل اختلاف آنها با بنى قينقاع بوده است و به علاوه آنها هم پيمان أوس بودهاند و اينها هم پيمان خزرج به شمار مىرفتند و اين يكى ديگر از عوامل اختلاف به شمار مىرفته است .
( 3 ) . مغازى واقدى ، ج 1 ، ص 180 از ابى بكر بن حزم .
( 4 ) . همان ، ص 177 و در سيره ، ج 3 ، ص 52 و در البداية و النهايه تاريخ غزوه معين نشده است ، الّا اين كه واقدى تاريخ اين غزوه را روز شنبه ، نيمهء ماه شوّال بيستمين ماه هجرت ذكر كرده است ( ج 1 ، ص 176 ) و در اين صورت ابتداى اين غزوه در ماه شوّال بوده است .