تخطي إلى المحتوى الرئيسي

موسوعة التاريخ الإسلامي ( تاريخ تحقيقى اسلام ) ( فارسي ) — صفحة 323

مساهمون:

ص٣٢٣
( 1 ) ابن شهر آشوب اين خبر را به صورت مختصر در مناقب آل ابى طالب آورده است « 1 » و گمان مىكنم كه طبرسى آن را از ابن اسحاق در سيره نقل كرده « 2 » ؛ ولى روز حركت را مشخص نكرده است . ( 2 ) لكن طبرى بعد از آن كه متن ابن اسحاق را نقل مىكند ؛ مىنويسد : آن حضرت در روز جمعه ، مصادف با اول شوّال سال دوم هجرى كه روز عيد فطر بود ، از مدينه خارج شد . « 3 » طبرى به نقل از ديگرى نوشته است : پس از آن كه رسول اكرم صلّى اللّه عليه و آله توطئه‌اى را در غزوهء الكدر مشاهده نكرد ، گوسفندان و شترانى را كه به غنيمت گرفته بود را حركت داد و در دهم شوّال وارد مدينه شد . « 4 » ( 3 )

سريهء بنى سليم

وى در ادامه مىگويد : رسول اللّه صلّى اللّه عليه و آله در روز يكشنبه ، دهم شوال ، غالب بن عبد الله ليثى را به سريهء بنى سليم و غطفان فرستاد كه عده‌اى را كشتند خودشان هم سه شهيد دادند و تعدادى گوسفند را به غنيمت گرفته و روز شنبه ، چهار روز مانده از شوال به مدينه بازگشتند . « 5 » و در مورد علت سريهء بنى سليم و غطفان گفته‌اند كه به رسول اللّه صلّى اللّه عليه و آله خبر رسيد كه آنها عليه وى اجتماع كرده‌اند « 6 » ؛ زيرا محاصرهء بنى قينقاع بنا به قول واقدى از روز شنبه ، نيمهء شوال شروع شده بود ، « 7 » بنابراين مقدمات اين غزوه در طى اين سه روز ؛ يعنى از زمان بازگشت از بنى سليم تا زمان محاصرهء بنى قينقاع آماده شده بود . و از آنجا كه محاصره تا ماه ذى القعده طول كشيد و در طى آن اتفاقات ديگرى رخ داد كه به بيان آنها مىپردازيم . ( 4 )

ازدواج با مشركان

و اما اتفاق اول در ارتباط با آياتى از سورهء بقره مىباشد كه خداوند مىفرمايد :
« وَ لا تَنْكِحُوا الْمُشْرِكاتِ حَتَّى يُؤْمِنَّ وَ لَأَمَةٌ مُؤْمِنَةٌ خَيْرٌ مِنْ مُشْرِكَةٍ وَ لَوْ أَعْجَبَتْكُمْ وَ لا تُنْكِحُوا الْمُشْرِكِينَ حَتَّى يُؤْمِنُوا وَ لَعَبْدٌ مُؤْمِنٌ خَيْرٌ مِنْ مُشْرِكٍ وَ لَوْ أَعْجَبَكُمْ أُولئِكَ يَدْعُونَ إِلَى النَّارِ وَ اللَّهُ
هامش
( 1 ) . المناقب ، ج 1 ، ص 190 . ( 2 ) . ابن هشام ، ج 3 ، ص 46 . ( 3 ) . طبرى ، ج 2 ، ص 482 . ( 4 ) . همان ، ص 482 . ( 5 ) . همان ، ص 483 . ( 6 ) . همان ، ص 482 . ( 7 ) . مغازى واقدى ، ج 1 ، ص 176 .
موسوعة التاريخ الإسلامي ( تاريخ تحقيقى اسلام ) ( فارسي ) — صفحة 323 | الشيخ محمد هادي اليوسفي الغروي / حسينعلى عربى