( 1 ) آنگاه دو آيهء بعدى در صدد پاسخ گويى به سؤال در مورد جنگ در ماه حرام بر مىآيد ؛ زيرا كه قبل از بدر ، سريّهء نخلة در آخرين روز ماه رجب رخ داده بود . براى همين خداوند مىفرمايد :
« يَسْئَلُونَكَ عَنِ الشَّهْرِ الْحَرامِ قِتالٍ فِيهِ قُلْ قِتالٌ فِيهِ كَبِيرٌ وَ صَدٌّ عَنْ سَبِيلِ اللَّهِ وَ كُفْرٌ بِهِ وَ الْمَسْجِدِ الْحَرامِ وَ إِخْراجُ أَهْلِهِ مِنْهُ أَكْبَرُ عِنْدَ اللَّهِ وَ الْفِتْنَةُ أَكْبَرُ مِنَ الْقَتْلِ وَ لا يَزالُونَ يُقاتِلُونَكُمْ حَتَّى يَرُدُّوكُمْ عَنْ دِينِكُمْ إِنِ اسْتَطاعُوا وَ مَنْ يَرْتَدِدْ مِنْكُمْ عَنْ دِينِهِ فَيَمُتْ وَ هُوَ كافِرٌ فَأُولئِكَ حَبِطَتْ أَعْمالُهُمْ فِي الدُّنْيا وَ الْآخِرَةِ وَ أُولئِكَ أَصْحابُ النَّارِ هُمْ فِيها خالِدُونَ . إِنَّ الَّذِينَ آمَنُوا وَ الَّذِينَ هاجَرُوا وَ جاهَدُوا فِي سَبِيلِ اللَّهِ أُولئِكَ يَرْجُونَ رَحْمَتَ اللَّهِ وَ اللَّهُ غَفُورٌ رَحِيمٌ »
« 1 » ؛
از تو دربارهء جنگ در ماه حرام مىپرسند ، بگو : جنگ امر گرانى است ولى بازداشتن از راه خدا ، كفر ورزيدن به او و هتك حرمت مسجد الحرام و بيرون راندن ساكنان آن در نزد خدا گرانتر از آن است و فتنهء شرك از كشتار هم بزرگتر است . و پيوسته با شما مىجنگند تا مگر بتوانند از دين خود بازتان دارند ولى هر كس از شما از دين خود برگردد و كافر بميرد ، كردارش در دنيا و آخرت بر باد است و چنين كسانى جاودانه در دوزخند . مؤمنان و مهاجرانى كه در راه خدا به جهاد برخاستند ، به رحمت خدا اميدوارند و خدا آمرزنده و مهربان است .
( 2 ) قمى در تفسير آن مىنويسد : . . . سبب نزول آيه اين بود كه رسول اللّه صلّى اللّه عليه و آله سريّههايى را به راههاى منتهى به مكه فرستاد تا متعرض كاروانهاى قريش شوند تا اين كه عبد الله بن حجش را به همراه عدهاى به نخلة فرستاد و چنان كه ذكر شد ، آنها در روزهاى آخر ماه رجب به كاروان حمله كردند و افرادى را كشتند و اموال را غارت كردند . امّا به دستور و پيامبر صلّى اللّه عليه و آله چيزى از غنائم كاروان به آنها داده نشد .
پس از آن قريش به رسول اللّه صلّى اللّه عليه و آله نوشتند كه تو حرمت ماه حرام را نگاه نداشتى و در آن خونريزى كرده و به غارت اموال پرداختى ! و سخن در اين موضوع زياد شد و همين باعث شد كه اصحاب رسول اللّه صلّى اللّه عليه و آله نزد آن حضرت آمده و سؤال كردند : آيا جنگ در ماه حرام جايز است يا خير ؟ و خداوند در جواب آنها فرمود :
« يَسْئَلُونَكَ عَنِ الشَّهْرِ الْحَرامِ قِتالٍ فِيهِ . . . »
« 2 » ؛ از تو در مورد جنگ در ماه حرام سؤال مىكنند .
( 3 ) مرحوم طبرسى در إعلام الورى مىنويسد : آنها دو ماه ( و نيم ) قبل از جنگ بدر كاروان را همراه با غنائم نزد رسول اللّه صلّى اللّه عليه و آله آوردند . و آن حضرت صلّى اللّه عليه و آله فرمود : به خدا قسم كه من دستور جنگ در ماه حرام به شما نداده بودم و آنگاه كاروان و دو اسير را توقيف كرد و چيزى از آنها برنداشت .
هامش
( 1 ) . همان ، 217 - 218 .
( 2 ) . تفسير قمى ، ج 1 ، ص 71 - 72 . و گويى مرحوم قمى متوجه اين مطلب شده است كه تقرير ماه حرام در آيه 194 كه حدودا ده آيه قبل از اين قرار دارد ، آمده است . براى همين مىگويد : سپس اين آيه نازل شد كه :« الشَّهْرُ الْحَرامُ بِالشَّهْرِ الْحَرامِ ».