خداوند اين چنين آيات را براى شما بيان مىكند تا در كار دنيا و آخرت بينديشيد . دربارهء يتيمان از تو مىپرسند ، بگو اصلاح كارشان بهتر است و اگر معاشرشان شويد برادران شما هستند و خدا مفسد را از مصلح بازشناسد و اگر مىخواست ، بر شما سخت مىگرفت ، كه او پيروزمند فرزانه است .
( 1 ) طبرسى در مجمع البيان مىنويسد : در نظر كوفيان اين قسمت دو آيه را تشكيل مىدهد و غير كوفيان آن را يك آيه دانستهاند . آنان تا « تتفكرون » را يك آيه و بقيه را آيهاى ديگر دانستهاند . « 1 »
بعضى از مفسران ملتزم شدهاند كه وجه تنظيم آيات در سورهها را ذكر كنند و بلكه وجه ترتيب سورهها در قرآن را بازگو نمايند و طبرسى از جملهء همين مفسران است كه در تفسير و مقدمهء آن گفته است : در هر آيهاى ، اختلاف قرائتها را ذكر مىكنم و سپس چگونگى نظم آيات را توضيح مىدهم . « 2 »
او دليلى براى اتصال آيات بعدى به آيات قبلى ذكر نموده است ، امّا گويى كه در اين دو آيه از قول خود برگشته و فقط سبب نزول را بيان كرده و گفته است : اين آيه در مورد عدهاى از اصحاب كه نزد رسول اللّه صلّى اللّه عليه و آله آمدند و گفتند : تكليف ما را در مورد شرابخوارى و قمار بازى معين كن كه زايل كنندهء عقل و ضايع كنندهء مال هستند . و پس از آن اين آيه نازل شد . « 3 »
( 2 ) كلينى در كافى از على بن يقطين روايت مىكند كه مهدى عبّاسى از امام كاظم عليه السّلام سؤال كرد كه آيه شرابخوارى در قرآن كريم تحريم شده است ؟ در حالى كه مردم تنها نهى از آن را در قرآن مىبينند و نه تحريم آن را .
امام عليه السّلام : بلكه شرابخوارى در قرآن تحريم شده است .
مهدى گفت : اى ابا الحسن ، اين تحريم در كجاى قرآن آمده است ؟
فرمود : خداوند مىفرمايد :
« . . . إِنَّما حَرَّمَ رَبِّيَ الْفَواحِشَ ما ظَهَرَ مِنْها وَ ما بَطَنَ وَ الْإِثْمَ وَ الْبَغْيَ بِغَيْرِ الْحَقِّ . . . »
« 4 » خداوند كارهاى زشت چه آشكار باشد چه پنهان و گناه و سركشى بنا حق را حرام كرده است . و منظور از إثم همان شرابخوارى است ؛ زيرا خداوند در جاى ديگر مىفرمايد :
« يَسْئَلُونَكَ عَنِ الْخَمْرِ وَ الْمَيْسِرِ قُلْ فِيهِما إِثْمٌ كَبِيرٌ وَ مَنافِعُ لِلنَّاسِ وَ إِثْمُهُما أَكْبَرُ مِنْ نَفْعِهِما »
؛ دربارهء شراب و قمار از تو مىپرسند ، بگو در هر دو گناه بزرگى است و سودهايى هم براى مردم دارد ؛ اما گناهشان بيش از سودشان است .
هامش
( 1 ) . مجمع البيان ، ج 2 ، ص 555 .
( 2 ) . همان ، ج 1 ، ص 77 .
( 3 ) . همان ، ج 2 ، ص 557 .
( 4 ) . اعراف ( 7 ) ، 33 .