منابعى كه در دسترس بود ، شأن نزول خاصى براى اين آيات نيافتم و اين آيات بازگشت به آيهء 189 دارد كه به مناسبت به جاى آوردن عمره به وسيلهء بعضى از مسلمانان انصارى از قبيل سعد بن نعمان بن اكال نازل شده بود ، چنان كه قبلا بدان اشاره شد و اين مطلب را بدان اضافه مىكنم كه وقوع سريّهء نخله در آخر ماه رجب از طرف مسلمانان و به دنبال آن وقوع جنگ بدر كه مشركان به تلافى آن سريه ، آن را برپا ساخته بودند ، باعث شد كه قريش بگويند ! محمد ماه حرام « 1 » را حلال كرده و با ساكنان حرم وارد جنگ شده و به خصوص در نخله كه در جوار حرم مىباشد ، به ديگران حمله كرده است و گويى كه او هيچ احترامى براى حرم و ماههاى حرام قائل نيست .
( 1 ) ذكر چنين مطالبى و همچنين سؤال از پيامبر در مورد علت كم و زياد شدن هلال ماه باعث شد كه اين آيات به ذكر احكام حج و عمره بپردازد و آنچه را كه قريش دربارهء اسلام و مسلمين گفته و شايع كرده بودند ردّ كند .
آيات مىفرمايد :
« وَ لَيْسَ الْبِرُّ بِأَنْ تَأْتُوا الْبُيُوتَ مِنْ ظُهُورِها »
« 2 » ؛ نيكى آن نيست كه از پشت به خانهها وارد شويد و
« ثُمَّ أَفِيضُوا مِنْ حَيْثُ أَفاضَ النَّاسُ وَ اسْتَغْفِرُوا اللَّهَ »
« 3 » ؛ سپس از همان جايى كه مردم بازگشتند ، شما نيز بازگرديد و از خدا طلب آمرزش كنيد .
بعضى از آداب و رسوم را نهى مىكند . نقل شده است كه قريش مىگفتند : ما نسبت به بيت الحرام مستحقتر و اولى هستيم ! براى همين تنها از مزدلفه ( كوچ ) افاضه مىكردند و چنان كه از امام صادق عليه السّلام روايت شده است « 4 » ، خداوند به آنها دستور داد كه همانند ساير مردم از عرفه افاضه كنند .
در خبر ديگرى از امام صادق عليه السّلام روايت شده است كه فرمود : قريش در زمان جاهليت از مزدلفه افاضه مىكردند و مىگفتند : ما نسبت به مردم أولى هستيم ! پس خداوند به آنها دستور داد كه همراه با مردم از عرفه افاضه كنند . « 5 »
( 2 ) در خبر ديگرى آمده است كه اهل حرم در مشعر الحرام وقوف مىكردند و ساير مردم در عرفه وقوف مىنمودند . « 6 »
در خبر ديگرى آمده است كه قريشيان از جمع ( مزدلفه ) و ربيعة و مضر از عرفات افاضه مىكردند . « 7 »
هامش
( 1 ) . اعلام الورى ، ج 1 ، ص 167 .
( 2 ) . بقره ( 2 ) ، 189 .
( 3 ) . همان ، 199 .
( 4 ) . تفسير عياشى ، ج 1 ، ص 96 - 97 .
( 5 ) . همان ، ص 96 - 97 .
( 6 ) . همان .
( 7 ) . همان .