( 1 )
اسيرى كه در برابر گروى ديگرى آزاد شد
ابن اسحاق مىنويسد : از جمله اسراى بدر ، عمرو بن ابو سفيان صخر بن حرب بود كه مادرش دختر عقبة بن ابى معيط ( يا خواهر يا عمهء او بنا بر قول ابن هشام ) بود و على بن ابى طالب عليه السّلام او را اسير كرده بود .
به ابو سفيان گفته شد : فديهء پسرت عمرو را بده .
گفت : حنظله را كشتند و حال فديهء عمرو را بدهم ؟ ! بگذاريد هر كارى كه دلشان مىخواهد با او بكنند !
در نقيع ( در اطراف مدينه ) پيرمرد مسلمانى از بنى عمرو بن عوف زندگى مىكرد كه به او سعد بن ابى نعمان بن أكّال مىگفتند و كارش چوپانى بود او گمان مىكرد كه قريشيان متعرض كسى كه براى حج آمده است نمىشوند و گمان نمىكرد كه او را در مكه حبس كنند ، لذا بدون ترس و واهمهاى به همراه همسرش از نقيع به قصد عمره حركت كرد ؛ امّا ابو سفيان بن حرب متعرض او شد و او را در عوض پسرش عمرو در مكه دستگير كرد .
بنى عمرو بن عوف پس از اطلاع ، نزد رسول اللّه صلّى اللّه عليه و آله رفتند و قضيه را بازگفتند و از آن حضرت تقاضا كردند كه عمرو بن ابى سفيان را آزاد گرداند تا سعد بن نعمان هم آزاد گردد . رسول اللّه صلّى اللّه عليه و آله عمرو بن ابو سفيان را به آنها سپرد و آنها او را به سوى ابو سفيان فرستادند و او هم سعد بن نعمان را آزاد كرد و در اين زمينه شعرى هم گفت كه حسّان بن ثابت جوابش را داد .
( 2 )
تغيير قبله از قدس به كعبه
بر طبق آنچه كه شيخ طوسى در تهذيب از رسالهء إزاحة العلة فى معرفة القبلة از شاذان بن جبرئيل قمى از معاوية بن عمار از امام صادق عليه السّلام نقل كرده است ؛ رسول اللّه صلّى اللّه عليه و آله بعد از بازگشت از جنگ بدر به سوى كعبه نماز خواند . « 1 »
( 3 ) اين مطلب را شيخ حرّ عاملى در وسائل الشيعة از شيخ طوسى نقل كرده و كامل آن چنين است : آن
هامش
هشت ماه از هجرت مىگذشت ، روى داد و ابن اسحاق در سيره ، ج 2 ، ص 278 از امام باقر عليه السّلام همين را نقل مىكند و همين را طبرى از او نقل كرده است . « ج 3 ، ص 446 » .
همين تاريخ را از حسن بن على عليه السّلام و زيد بن ثابت و عبد الله بن مسعود در ضمن يكى از دو روايت نقل كرده است ( ج 3 ، ص 420 - 419 ) و واقدى آن را به طور مطلق ذكر كرده و گفته است : جنگ بدر در صبح جمعه رخ داد ( ج 1 ، ص 51 ) و لكن شيخ طوسى در التبيان ، ج 5 ، ص 125 از امام صادق عليه السّلام روايت كرده است كه اين جنگ در نوزدهم رمضان اتفاق افتاد و همين تاريخ را طبرى از زيد بن ثابت و عبد الله بن مسعود در ضمن روايت ديگرى از آنها نقل كرده است . « ج 3 ، ص 419 - 418 .
( 1 ) . التهذيب ، ج 2 ، ص 43 حديث 135 .