تخطي إلى المحتوى الرئيسي

موسوعة التاريخ الإسلامي ( تاريخ تحقيقى اسلام ) ( فارسي ) — صفحة 291

مساهمون:

ص٢٩١
ناسزا قرار داد . در مقابل رسول اللّه صلّى اللّه عليه و آله هم از حسّان بن ثابت خواست كه تلافى كند و او هم شروع به هجو ميزبان كعب ( ابو وداعهء سهمى ) كرد تا اين كه كعب به مدينه بازگشت . « 1 » ابن اسحاق از نبية بن وهب نقل مىكند كه گفت : هنگامى كه رسول اللّه صلّى اللّه عليه و آله به همراه اسيران وارد مدينه شد ، آنها را بين اصحاب خويش تقسيم و آنها را به خير و نيكى كردن سفارش كرد . « 2 » ( 1 )

فديه دادن براى اسراء

ابو وداعة بن ضبيرة سهمى اوّلين كسى بود كه برايش فديه داده شد . رسول اللّه صلّى اللّه عليه و آله به اصحاب خود گفته بود : او پسر باهوشى در مكه دارد كه تاجر و ثروتمند است و گويى كه براى فديه دادن آمده است « 3 » و بدانيد كه فديهء ابو وداعه گران است . « 4 » نقل مىكنند كه وقتى حيسمان خزاعى وارد مكه شد و اسامى كشته‌شدگان و اسيران را اعلام كرد ؛ « 5 » مطّلب بن ابى وداعه شبانه و به دور از چشم مردم حركت كرد و از طرف شرق مكه خارج شد و چهار شبانه روز راه پيمود تا به مدينه رسيد و چهار هزار درهم به عنوان فديه پرداخت و پدرش را آزاد كرد . « 6 » سه شب پس از آن پانزده نفر از قريشيان براى فديه دادن و آزاد كردن اقوامشان به مدينه آمدند كه عبارت بودند از : أبيّ بن خلف جمحى ، جبير بن مطعم ، خالد بن وليد مخزومى طلحة بن ابى طلحة ، عبد الله بن ابى ربيعهء مخزومى عثمان بن أبى حبيش مخزومى عكرمة بن ابى جهل مخزومى عمرو بن قيس سهمى ، عمرو بن ربيع ، برادر ابى العاص بن ربيع ، داماد رسول اللّه ، فروة بن سائب مخزومى مكرز بن حفص ، هشام بن وليد مخزومى و وليد بن عقبته بن ابى معيط . فديهء أسراء چهار هزار درهم و گاهى سه هزار و گاهى دو هزار و گاهى هزار درهم بود و حتى افرادى كه ثروتى نداشتند ، رسول اللّه آنها را بدون فديه آزاد مىكرد . « 7 » ( 2 ) روايت واقدى از سهل بن حثمهء انصارى را نقل كرديم كه گفت : رسول اللّه صلّى اللّه عليه و آله دستور داد كه تمام اسرا را در جايى جمع كنند و بعد بين آنها قرعه‌كشى كرد « 8 » و از ابن عفير روايت كرد كه گفت : هنگامى
هامش
( 1 ) . مغازى واقدى ، ج 1 ، ص 121 - 122 . ( 2 ) . سيرهء ابن هشام ، ج 2 ، ص 299 . ( 3 ) . همان ، ص 303 . ( 4 ) . مغازى واقدى ، ج 1 ، ص 129 . ( 5 ) . سيرهء ابن هشام 2 : 300 و مغازى واقدى ، 1 : 120 . ( 6 ) . سيرهء ابن هشام ، ج 2 ، ص 303 و مغازى واقدى ، ج 1 ، ص 129 . ( 7 ) . مغازى واقدى ، ج 1 ، ص 129 - 130 . ( 8 ) . همان ، ص 100 .