تخطي إلى المحتوى الرئيسي

موسوعة التاريخ الإسلامي ( تاريخ تحقيقى اسلام ) ( فارسي ) — صفحة 289

مساهمون:

ص٢٨٩
تو آبستن شده است ! مطلبى است كه نسبت به آن هيچ علم و آگاهى نداشتى . امّا آنچه دربارهء قوم قريش گفتى ، در واقع نوعى ناسپاسى نسبت به يكى از نعمت‌هاى خداوند بود ! پس سلمه از رسول اللّه صلّى اللّه عليه و آله عذر خواهى كرد و حضرت هم عذرش را پذيرفت . « 1 » اما در مورد اسيران بايد گفت كه آنها حدود يك روز قبل از ورود رسول اللّه يا بعد از آن وارد مدينه شدند . « 2 » ( 1 )

گريه براى شهدا

پس از ورود لشكر اسلام به مدينه ، خانواده‌هاى شهدا مجالس سوگوارى برپا كرده بودند و از جمله خاندان عفراء براى دو فرزندشان ؛ معوّذ و عوف مجلس سوگوارى گرفته و گريه مىكردند . و همسر پيامبر صلّى اللّه عليه و آله سوده نيز در اين مجلس شركت نمود تا اين زمان آيات حجاب نازل نشده بود . « 3 » ( 2 ) واقدى با سندى از داود بن حصين از افرادى از بنى عبد الأشهل نقل مىكند كه گفتند : وقتى خبر شهادت حارثه بن سرادقه كه به وسيلهء تير غيبى در كنار حوض بدر به شهادت رسيده بود ، به مادرش رسيد ؛ گفت : به خدا قسم گريه نمىكنم تا رسول اللّه صلّى اللّه عليه و آله بيايد و از او سؤالى را بپرسم . پس اگر فرزندم در بهشت باشد ، براى او گريه نمىكنم و اگر در جهنم و آتش باشد ، بسيار بر او خواهم گريست ! پس هنگامى كه رسول اللّه صلّى اللّه عليه و آله از بدر بازگشت ، ام حارثه نزد وى آمد و گفت : يا رسول اللّه صلّى اللّه عليه و آله ، تو مىدانى كه من چقدر حارثه را دوست داشته‌ام و براى همين مىخواستم كه براى او گريه كنم ، امّا پيش خود گفتم : اين كار را نخواهم كرد تا رسول اللّه صلّى اللّه عليه و آله را ببينم و از او سؤال كنم كه آيا حارثه در بهشت است تا بر او گريه نكنم و يا در جهنم است كه بر او گريه كنم . ( 3 ) پس نبىّ اكرم صلّى اللّه عليه و آله فرمود : هلاك شدى ، مگر تنها يك بهشت است ؟ بهشت داراى درجه‌هاى زيادى است و قسم به آن كه جانم در دست او است جايگاه حارثه در فردوس اعلى است ! پس مادر حارثه گفت : در اين صورت اصلا براى مرگ او گريه نخواهم كرد .
هامش
( 1 ) . در مورد بازگشت آن حضرت از بدر مىگويد : كشته شدن عصماء دختر مروان پنج شب باقيمانده از رمضان كه مصادف با بازگشت نبى اكرم صلّى اللّه عليه و آله از بدر بوده ، رخ داده است ( ج 1 ، ص 174 ) و طبرى نقل كرده است كه : بازگشت پيامبر اكرم صلّى اللّه عليه و آله در روز چهارشنبه مصادف با هشت شب باقيمانده از رمضان بوده است ( ج 2 ، ص 482 ) و شايد كه مسعودى در التنبيه و الاشراف : 206 اين مسأله را از طبرى دريافت كرده است و مدت غيبت رسول اللّه صلّى اللّه عليه و آله از مدينه نوزده روز بوده و آن حضرت در هشت شب به آخر ماه رمضان كه برابر با بيست و يكم و دوم رمضان بوده ، وارد شهر شده است . ( 2 ) . مغازى واقدى ، ج 1 ، ص 116 . ( 3 ) . همان ، ص 114 - 118 و سيرهء ابن هشام ، ج 2 ، ص 299 .
موسوعة التاريخ الإسلامي ( تاريخ تحقيقى اسلام ) ( فارسي ) — صفحة 289 | الشيخ محمد هادي اليوسفي الغروي / حسينعلى عربى