تخطي إلى المحتوى الرئيسي

موسوعة التاريخ الإسلامي ( تاريخ تحقيقى اسلام ) ( فارسي ) — صفحة 290

مساهمون:

ص٢٩٠
رسول اللّه صلّى اللّه عليه و آله فرمود كه ظرف آبى بياورند و آنگاه دست خود را در آن فرو برد و مقدارى از آن را مضمضه كرد . سپس آن را به امّ حارثه داد كه مقدارى از آن را بنوشد و سپس آن را به خواهر حارثه داد كه مقدارى از آن را بنوشد و آنگاه به آنها دستور داد كه باقيماندهء را به گريبان خود بپاشند . آنها همچنين كردند و سپس از نزد رسول اللّه صلّى اللّه عليه و آله بازگشتند و پس از آن هيچ زنى نبود كه شادتر و چشم روشن‌تر از آنها باشد . « 1 » ( 1 )

اسيران در مدينه

وى در ادامه مىگويد : پس از آن كه اسيران را به مدينه آوردند ، هيچ مشرك يا منافقى يا يهودى در آن نبود ، مگر اين كه خوار شد تا جايى كه كعب بن أشرف يهودى گفت : امروز زير زمين بهتر از روى زمين است . تنها از اشراف و بزرگان و حاكمان عرب از اهل حرم بوده‌اند كه اين گونه گرفتار شده‌اند . « 2 » و ديگرى گفت : او همان كسى است كه اوصاف او را در كتاب‌هايمان مىيابيم و هيچ پرچمى براى او برافراشته نمىشود ، مگر آن كه پيروز مىشود ! و عبد اللّه بن نبتل گفت : اى كاش كه ما هم با او در جنگ شركت مىكرديم تا غنيمتى به دست مىآورديم ! كعب به مكه رفت و براى كشته‌شدگان قريش در بدر مرثيه‌سرايى كرد و مسلمانان را مورد هجو و
هامش
( 1 ) . مغازى واقدى ، ج 1 ، ص 93 - 94 . ( 2 ) . مغازى واقدى ، ج 1 ، ص 121 و واقدى با سندى از كعب بن مالك و جابر بن عبد الله انصارى روايت مىكند كه گفتند : هنگامى كه كعب بن اشرف اسيران را ديد كه به هم بسته شده‌اند ، بسيار احساس حقارت كرد و ذليل شد و به هم‌كيشان خود گفت : واى بر شما ! به خدا كه امروز زير زمين براى شما بهتر از روى آن است ! اينها كه بزرگان و قدرتمندان عرب بوده‌اند ، اين گونه كشته شده‌اند و يا به اسارت گرفته شده‌اند و در اين صورت شما چه مىگوييد ؟ گفتند : تا هنگامى كه نفس مىكشيم با او دشمنى خواهيم كرد ! گفت : شما كه چيزى نيستيد . در حالى كه او بر قوم قدرتمند خويش پيروز شده و آنها را ذليل كرده است ! امّا من نزد قريشيان مىروم و آنها را به جنگ تشويق و تحريك مىكنم و بر كشته‌شدگانشان گريه مىكنم و شايد كه به اين طريق آنها را به جنگ برانگيزانم و خودم به همراه آنها حركت كنم . براى همين حركت كرد تا به مكه رسيد و اثاثيه‌اش را نزد ابى وداعة بن ضبيرهء سهمى ( كه داماد بنى اميه و اوّلين اسيرى بود كه با دادن فديه آزاد شد ) گذاشت و شروع به مرثيه‌سرايى براى قريش كرد ، مغازى ، ج 1 ، ص 185 . ابن اسحاق از بعضى از راويان نقل مىكند كه گفتند : كعب حركت كرد تا به مكه رسيد . . . و شروع به خواندن اشعارى كرد كه به واسطهء آن بازماندگان كشته‌هاى قريش گريه مىكردند و به اين ترتيب آنها را بر ضد رسول اللّه صلّى اللّه عليه و آله تحريض مىكرد ( ج 3 ، ص 55 ) . و امّا عبد اللّه بن أبيّ كه سردستهء منافقين بود ، واقدى دربارهء او مىگويد : عبد الله بن أبيّ داراى جايگاهى بود كه هر جمعه در آنجا مىنشست و اين افتخار بزرگى برايش بود كه حاضر نبود آن را ترك كند ؛ اما هنگامى كه رسول اللّه صلّى اللّه عليه و آله از ( بدر ) بازگشت در روز جمعه‌اى بر منبر نشست و در همين حال ابن أبيّ بلند شد و گفت : اين رسول اللّه صلّى اللّه عليه و آله است كه در مقابل شما است و خداوند به وسيلهء او شما را كرامت بخشيده است ، پس او را يارى كنيد و از او اطاعت كنيد ( ج 1 ، ص 318 ) . و در نسخهء چاپى كلمهء احد به جاى بدر چاپ شده است .