آورد . آن حضرت صلّى اللّه عليه و آله از او سؤال كرد : آيا كسى در اين كار تو را يارى كرد ؟
ابو اليسر گفت : بله ، مردى كه لباس سفيد به تن داشت . رسول اللّه صلّى اللّه عليه و آله فرمود : آن شخص از ملائكه بوده است .
( 1 ) سپس عباس به رسول اللّه صلّى اللّه عليه و آله گفت : من اسلام آورده بودم و قريش مرا مجبور به همراهى كردند .
رسول اللّه صلّى اللّه عليه و آله فرمود : اگر آنچه كه مىگويى حقيقت داشته باشد ، خداوند جزاى آن را به تو مىدهد ؛ اما ظاهر امر اين است كه تو عليه ما وارد جنگ شدى . سپس به او گفت : شما با خدا به جنگ پرداختيد و خدا هم به جنگ با شما پرداخت .
سپس رسول اللّه صلّى اللّه عليه و آله به عقيل فرمود : اى ابو يزيد ، هرآينه خداوند ابو جهل بن هشام و عتبة بن ربيعه و شيبة بن ربيعه و نبيه و منبّه از فرزندان حجّاج و نوفل بن خويلد و سهيل بن عمرو و فلانى و فلانى را كشت . « 1 »
( 2 ) عقيل گفت : اگر از ميان آنان تعداد زيادى كشته باشى ، در اين صورت جنگى در تهامه رخ نخواهد داد و گرنه چنين كن ! و رسول اللّه از گفته عقيل تبسّم كرد . « 2 »
در اين جنگ هفتاد « 3 » نفر از مشركان به قتل رسيدند ، كه بيست نفر از آنها را على عليه السّلام به قتل رسانيد . « 4 »
هامش
خَيْراً يُؤْتِكُمْ خَيْراً مِمَّا أُخِذَ مِنْكُمْ وَ يَغْفِرْ لَكُمْ »و چيزى در مورد معنا و شأن نزول آن كه در مورد عباس باشد ، نقل نكرده است . امّا واقدى آن را در ضمن آياتى از انفال كه در بدر نازل شده است ؛ ذكر نكرده است و شايد اين براى در امان ماندن از غضب بنى عباس بوده است !
( 1 ) . همچنين نضر بن حارث و عقبة بن ابى معيط را ذكر مىكند و مىگويد كه هنگام بازگشت از بدر در اثيل مردند ، ج 1 ، ص 269 .
( 2 ) . حميرى مثل همين را در قرب الاسناد از امام صادق عليه السّلام نقل كرده است ؛ الميزان ، ج 9 ، ص 139 .
( 3 ) . از جملهء اينها گروهى از جوانان قريش بودند كه ابن اسحاق و واقدى پنج نفر از آنها را شمردهاند ؛ اگر چه واقدى آنها را هفت نفر دانسته است . دربارهء آنها نوشتهاند كه وقتى رسول اللّه صلّى اللّه عليه و آله در مكه بود ، آنها اسلام آوردند و هنگامى كه آن حضرت صلّى اللّه عليه و آله به مدينه هجرت كرد ، پدران و اقوام اين جوانان آنها را دستگير كردند و آنها را از عقيدهء خويش برگرداندند تا اين كه با شك و ترديد به همراه قريشيان حركت كردند و به بدر آمدند ؛ امّا هنگامى كه تعداد اندك اصحاب نبى اكرم صلّى اللّه عليه و آله را ديدند ، گفتند : دينشان اينها را اغوا كرده است ! و به زودى همگى كشته خواهند شد ؛ اما خود اين افراد همگى در بدر به قتل رسيدند و خداوند متعال در مورد آنها مىگويد :« إِذْ يَقُولُ الْمُنافِقُونَ وَ الَّذِينَ فِي قُلُوبِهِمْ مَرَضٌ غَرَّ هؤُلاءِ دِينُهُمْ وَ مَنْ يَتَوَكَّلْ عَلَى اللَّهِ فَإِنَّ اللَّهَ عَزِيزٌ حَكِيمٌ »؛ آنگاه منافقان و كسانى كه در دلشان مرضى بود گفتند : « دين ايشان مغرورشان كرده است . » هر كس بر خدا توكل كند ( بداند ) خداوند نيرومند فرزانه است .
تا آخر آيات و در آنها آمده است :« إِنَّ شَرَّ الدَّوَابِّ عِنْدَ اللَّهِ الَّذِينَ كَفَرُوا فَهُمْ لا يُؤْمِنُونَ الَّذِينَ عاهَدْتَ مِنْهُمْ ثُمَّ يَنْقُضُونَ عَهْدَهُمْ فِي كُلِّ مَرَّةٍ وَ هُمْ لا يَتَّقُونَ فَإِمَّا تَثْقَفَنَّهُمْ فِي الْحَرْبِ فَشَرِّدْ بِهِمْ مَنْ خَلْفَهُمْ لَعَلَّهُمْ يَذَّكَّرُونَ »؛ بدترين جنبندگان نزد خدا كسانى هستند كه كافر شدهاند و ايمان نمىآورند . كسانى كه با آنها پيمان بستى و هر بار پيمان خود را شكستند ، پرهيزكار نيستند . اگر ديدى كه به جنگ تو آمدهاند ، چنان به آنها حمله ببر تا آنها كه به دنبالشانند نيز پراكنده شوند ، شايد به خود آيند .
و در آن آمده است :« وَ إِنْ جَنَحُوا لِلسَّلْمِ فَاجْنَحْ لَها وَ تَوَكَّلْ عَلَى اللَّهِ إِنَّهُ هُوَ السَّمِيعُ الْعَلِيمُ وَ إِنْ يُرِيدُوا أَنْ يَخْدَعُوكَ فَإِنَّ حَسْبَكَ اللَّهُ ، هُوَ الَّذِي أَيَّدَكَ بِنَصْرِهِ وَ بِالْمُؤْمِنِينَ وَ أَلَّفَ بَيْنَ قُلُوبِهِمْ لَوْ أَنْفَقْتَ ما فِي الْأَرْضِ جَمِيعاً ما أَلَّفْتَ بَيْنَ قُلُوبِهِمْ وَ لكِنَّ اللَّهَ أَلَّفَ بَيْنَهُمْ إِنَّهُ عَزِيزٌ حَكِيمٌ »؛ ( انفال 61 - 63 و در مغازى واقدى ، ج 1 ، ص 72 - 73 ) ؛ اگر به صلح مايل شدند تو نيز از در صلح وارد شو و بر خدا توكل كن كه او شنواى دانا است و اگر بخواهند فريبت دهند خدا براى تو كافى است ، اوست كه با نصرت خود و يارى مؤمنان تو را تأييد كرد و در دل مؤمنان الفت انداخت كه اگر تمام آنچه را كه در روى زمين است خرج مىكردى تا در دل آنها الفت بيندازى از عهدهء آن بر نمىآمدى ؛ ولى خداوند آن را ايجاد كرد و او پيروزمند فرزانه است .
و ابن اسحاق اين آيات را ذكر نكرده و گفته است : آياتى كه در مورد آنها نازل شده ، اين بوده است :« إِنَّ الَّذِينَ تَوَفَّاهُمُ الْمَلائِكَةُ ظالِمِي أَنْفُسِهِمْ قالُوا : فِيمَ كُنْتُمْ ؟ قالُوا : كُنَّا مُسْتَضْعَفِينَ فِي الْأَرْضِ قالُوا : أَ لَمْ تَكُنْ أَرْضُ اللَّهِ واسِعَةً فَتُهاجِرُوا فِيها فَأُولئِكَ مَأْواهُمْ جَهَنَّمُ وَ ساءَتْ مَصِيراً »( نساء : 97 و سيرهء ابن هشام ، ج 2 ، ص 294 ) ؛ فرشتگان به هنگام قبض روح كسانى كه به خود ستم روا داشتهاند مىپرسند : « چگونه بوديد ؟ » . پاسخ دهند : « ما در زمين زار و زبون بوديم » گويند : « مگر زمين خدا پهناور نبود كه مهاجرت كنيد ؟ جايگاه آنان دوزخ و سرانجامشان ناميمون است .
و در مغازى واقدى ، ( ج 1 ، ص 73 ) با سندى از محمد بن كعب قرظى آمده است : خداوند بعد از جنگ بدر در مورد گروهى كه هفت نفر بودند و با شك و ترديد اسلام آورده و همراه با مشركان در جنگ شركت كرده بودند ، اين آيات را نازل كرد :« الَّذِينَ تَتَوَفَّاهُمُ الْمَلائِكَةُ ظالِمِي أَنْفُسِهِمْ »تا آخر سه آيه و اين آيات از سورهء نحل ( 16 - 18 ) مىباشند .
( 4 ) . در مغازى واقدى ، ج 1 ، ص 152 آمده است . بيست و دو مرد را آن حضرت به قتل