تخطي إلى المحتوى الرئيسي

موسوعة التاريخ الإسلامي ( تاريخ تحقيقى اسلام ) ( فارسي ) — صفحة 271

مساهمون:

ص٢٧١
پس عبيده به عتبه حمله كرد و ضربه‌اى به سر او وارد كرد كه پيشانىاش شكافت و عتبه ضربه‌اى بر ساق پاى عبيده وارد كرد و آن‌گاه هر دو بر زمين افتادند . ( 1 ) حمزه به شيبه حمله كرد و با هم زد و خورد مىكردند تا اين كه شمشيرها به هم گره خورد . امير المؤمنين ، على عليه السّلام به وليد بن عتبه حمله كرد و چنان ضربه‌اى به شانه‌اش زد كه شمشير از زير بغلش درآمد . در اين حال وليد دست راست خود را كه قطع شده بود ، برداشت و آن را بر پيشانى على عليه السّلام زد . از سوى ديگر مسلمانان فرياد مىزدند : اى على ، آيا نمىبينى كه آن سگ ، عمويت را در تنگنا قرار داده است ؟ ! سپس على عليه السّلام به سوى شيبه رفت و به عمويش گفت : اى عمو ، سرت را بدزد و در يك لحظه حمزه سرش را پايين آورد و على عليه السّلام در يك چشم بر هم زدن ، ضربه‌اى بر سر شيبه وارد كرد و نصف آن را به پرواز درآورد ! آنگاه به سوى وليد كه هنوز رمقى داشت برگشت و او را خلاص كرد . ( 2 ) سپس او و حمزه ، عبيدة بن حارث را بلند كردند و نزد رسول اللّه صلّى اللّه عليه و آله آوردند . وقتى كه نگاه رسول اللّه صلّى اللّه عليه و آله به او افتاد ، اشك‌هايش جارى شد و در اين حال عبيده گفت : پدر و مادرم به فدايت ، آيا من شهيد نيستم ؟ رسول اللّه صلّى اللّه عليه و آله فرمود : چرا ، تو اوّلين شهيد از اهل بيت من هستى . عبيده گفت : اگر عمويت زنده بود ، مىديد كه من نسبت به آنچه كه او گفته است ، اولىتر هستم . رسول اللّه صلّى اللّه عليه و آله فرمود : كدام عمويم را مىگويى ؟ گفت : ابو طالب را مىگويم كه مىگفت :
كذبتم - و بيت الله - نبزى محمدا * و لمّا نطاعن دونه و نناضل
و نسلمه ، حتى نصرع حوله * و نذهل عن أبنائنا و الحلائل
هامش
ابن ابى الحديد مىنويسد : روايت شده است كه اين كلمه به صيغهء ديگرى بوده است ؛ يعنى او گفته : من شير أحلاف هستم . و در تفسير آن گفته‌اند كه منظورش اين بوده است كه من از بزرگان حلف ( پيمان ) مطيّبين هستم و كسانى كه در اين پيمان شركت داشتند ، عبارت بودند از : بنى عبد مناف و بنى أسد بن عبد العزّى و بنى تميم و بنى زهره و بنى حارث بن فهر . و گروهى اين تأويل را ردّ كرده و گفته‌اند : به مطيّبين ، حلفاء يا احلاف نمىگفتند ، بلكه اين لقب دشمنان ايشان بوده است كه بر ضد آنها متحد شده بودند و عبارت بودند از : بنى عبد الدار ، بنى مخزوم ، بنى سهم ، بنى جمح و بنى عدىّ بن كعب و گروهى ديگر در تفسير آن گفته‌اند كه منظور وى حلف الفضول بوده است . . . ؛ اما اين تفسير نيز نادرست است ؛ زيرا بنى عبد شمس در حلف الفضول شركت نداشته‌اند ، بلكه اعضاى حلف الفضول عبارت بودند از : بنى هاشم ، بنى اسد بن عبد العزّى ، بنى زهره و بنى تميم . بدون بنى حارث بن فهر . بنابراين روشن شد كه آنچه واقدى ذكر كرده است ، صحيح‌تر و واقعىتر است . « شرح ابن ابى الحديد ، ج 3 ، ص 334 » .
موسوعة التاريخ الإسلامي ( تاريخ تحقيقى اسلام ) ( فارسي ) — صفحة 271 | الشيخ محمد هادي اليوسفي الغروي / حسينعلى عربى