( 1 ) سپس عبد الله بن حجش به همراه دو اسير و كاروان به سوى مدينه حركت كرد و اين قبل از آن بود كه خداوند خمس غنائم را مخصوص رسول اللّه صلّى اللّه عليه و آله گرداند ؛ پس عبد الله به همراهانش گفت : خمس غنائمى كه به دست آوردهايم مال رسول اللّه صلّى اللّه عليه و آله است و آنگاه خمس غنائم را جدا كرد و بقيه را بين يارانش تقسيم كرد .
هنگامى كه در مدينه بر رسول اللّه صلّى اللّه عليه و آله وارد شدند ، آن حضرت صلّى اللّه عليه و آله فرمود : من به شما دستور نداده بودم كه در ماه حرام جنگ كنيد . با شنيدن اين سخن از رسول اللّه صلّى اللّه عليه و آله متحيّر ماندند و گمان كردند كه هلاك شدهاند و مسلمانان نيز آنها را به خاطر خطايى كه مرتكب شده بودند ؛ سرزنش مىكردند .
رسول اللّه صلّى اللّه عليه و آله آن كاروان و دو اسير را متوقف كرد و از اين كه چيزى از آن را بردارد خوددارى كرد . « 1 » تا اين كه از جنگ بدر بازگشت و آنگاه آن را همراه با غنائم بدر تقسيم كرد .
طبرى و مسعودى مىنويسند : در ماه شعبان سال دوم هجرى روزهء ماه رمضان واجب شد . « 2 »
( 2 )
غزوهء بدر كبرى
قمى در تفسيرش مىنويسد : جنگ بدر در شانزدهمين ماه ورود پيامبر صلّى اللّه عليه و آله به مدينه به وقوع پيوست « 3 » و علّت آن هم اين بود كه كاروانى از قريش به سوى شام حركت كرده بود و ( برگشته بود ) . « 4 » اين كاروان اموال فراوانى را با خويش حمل مىكرد « 5 » و رسول اللّه صلّى اللّه عليه و آله به اصحابش دستور داده بود كه از مدينه
هامش
( 1 ) . سيرهء ابن هشام ، ج 2 ، ص 254 و اين خبر را قمى در تفسيرش ، ج 1 ، ص 71 - 72 به طور مختصر آورده است و طبرى در اعلام الورى ، ج 1 ، ص 167 و 74 آن را شايد از قمى نقل نموده است و كامل آن اين چنين است : تا اين كه از بدر بازگشت و آن را همراه غنائم بدر تقسيم كرد ، مغازى واقدى ، ج 1 ، ص 18 و ابن اسحاق تصريح كرده است كه اين واقعه بعد از نزول قرآن در شأن آنچه كه در ماه حرام اتفاق افتاده بود ؛ رخ داد ؛ يعنى نزول آيات نيز پس از جنگ بدر بوده است و براى همين ما در آنجا با تفصيل بيشترى اين مطلب را ذكر خواهيم كرد .
( 2 ) . تاريخ طبرى ، ج 3 ، ص 417 و التنبيه و الاشراف ، ص 203 و نگفتهاند كه آيات روزه نازل شد .
( 3 ) . تفسير قمى ، ج 1 ، ص 271 .
( 4 ) . واقدى مىگويد : هنگامى كه رسول اللّه صلّى اللّه عليه و آله از بازگشت كاروان از شام آگاه گرديد . . . طلحة بن عبيد الله و سعيد بن زيد را براى تجسس در مورد كاروان ارسال كرد و اين ده روز قبل از خروج آن حضرت از مدينه بود . ( ج 1 ، ص 19 ) . سپس مىگويد : در روز يكشنبه دوازدهم ماه رمضان حركت كرد ( ج 1 ، ص 21 ) ؛ بنابراين ارسال اين دو نفر در دوّم ماه رمضان بوده است .
( 5 ) . واقدى مىگويد : اين كاروان داراى هزار شتر بود و دارايى فراوانى را حمل مىكرد و هيچ قريشى در مكه باقى نمانده بود ، مگر اين كه يك مثقال يا بيشتر از طلاى خود را براى تجارت به كاروان سپرده بود و گفته مىشد كه مال التجارهء آن به اندازهء پنجاه هزار دينار طلا بوده و گفته شده است كه ده هزار مثقال آن مال بنى عبد مناف و دويست شتر بار و پنج هزار مثقال طلا مربوط به بنى مخزوم و دو هزار مثقال آن مربوط به امية بن خلف و هزار مثقال مربوط به عامر بن نوفل بود و