( 1 )
سريهء نخله
واقدى از عبد الله بن حجش نقل مىكند كه گفت : هنگامى كه رسول اللّه صلّى اللّه عليه و آله نماز عشاء را به جاى آورد ، مرا پيش خود فرا خواند و فرمود : فردا صبح سلاح خود را بردار و بيا ، تا تو را به جايى بفرستم .
پس در نماز صبح حاضر شدم در حالى كه شمشير و كمان و تيردان و زره پوستى به همراهم بود . و پس از آن كه نبى اكرم صلّى اللّه عليه و آله نماز صبح را با مردم خواند قبل از او به در خانهاش رفتم و گروهى از قريش نيز به همراه من بودند ، وقتى كه رسول اللّه صلّى اللّه عليه و آله از نماز برگشت ، مرا ديد كه به همراه گروهى از قريش جلوى در خانهاش ايستادهايم . پس آن حضرت صلّى اللّه عليه و آله داخل خانه شد و أبيّ بن كعب را فرا خواند و او هم داخل شد . بعد به او دستور داد كه نامه را بر پوست خولانى « 1 » بنويسد و آنگاه آن را به من داد و فرمود :
تو را بر اين افراد مىگمارم ( به گروهى از قريش اشاره كرد ) حركت كن تا دو شب راه بپيمايى و آنگاه نامه را باز كن و بدانچه كه در آن نوشته شده ، عمل كن .
گفتم : يا رسول اللّه صلّى اللّه عليه و آله ، به سوى كدام ناحيه بروم ؟
فرمود : به سوى نجديّه حركت كن و آنگاه به سوى چاههاى آن برو .
( 2 ) واقدى مىگويد : او حركت كرد تا به چاه ابن ضميره رسيد و آنجا نامه را باز كرد و ديد كه در آن نوشته است : « بنام خدا و بركات او مسير خود را ادامه بده و هيچ كدام از اصحابت را به همراهى با خود مجبور نكن و به دستور من با افرادى كه از تو تبعيّت مىكنند حركت كن تا به منطقهء نخله برسى و در آنجا در كمين يك كاروان قريش باش « 2 » و ما را از اخبار آنها آگاه كن . « 3 »
هنگامى كه عبد الله نامه را خواند به آنها گفت : من هيچ يك از شما را مجبور نمىكنم و هر يك از شما كه شهادت را دوست دارد ، « 4 » با من حركت كند و من به دستور رسول اللّه صلّى اللّه عليه و آله عمل مىكنم و هر كس كه مىخواهد برگردد ، از همين جا بازگردد .
آنها گفتند : ما گوش به فرمان و مطيع خدا و رسولش و تو هستيم و به هر جا كه مىخواهى با توكل بر خدا حركت كن .
هامش
( 1 ) . خولان : چنان كه در معجم البلدان ، ج 5 ، ص 94 آمده است ، دو روستا در يمن و شام هستند و أديم ( پوست مخصوص براى نوشتن ) از يكى از اين روستاها بوده است و اين اوّلين بارى است كه أبيّ بن كعب به عنوان كاتب رسول اللّه صلّى اللّه عليه و آله در غير وحى ، بعد از هجرت ، ذكر شده است .
( 2 ) . مغازى واقدى ، ج 1 ، ص 13 .
( 3 ) . سيرهء ابن هشام ، ج 2 ، ص 252 .
( 4 ) . اين اوّلين بارى است كه از شهادت سخن به ميان آمده است و نشان مىدهد كه رسول اللّه صلّى اللّه عليه و آله آن را براى مسلمانان توضيح داده است .