( 1 )
غزوهء ذى العشيره
واقدى مىگويد : به پيامبر صلّى اللّه عليه و آله خبر رسيد كه كاروانى از مكه حركت كرده و مىخواهد به سوى شام برود و تمام قريش اموال فراوانى در اين كاروان تجارتى دارند . براى همين به همراه صد و پنجاه يا دويست نفر از اصحابش حركت كرد تا متعرض كاروان شود و اين در ماه شانزدهم ورود آن حضرت صلّى اللّه عليه و آله به مدينه بود . آنها از راه نقب بنى دينار به سوى بيوت السقيا ( به سمت جحفه ) حركت كردند . « 1 »
( 2 ) ابن اسحاق مىنويسد : آن حضرت صلّى اللّه عليه و آله در سايهء درختى در بطحاء ابن أزهر كه بدان ذات الساق گفته مىشود ، فرود آمد و در آنجا نماز گزارد و براى همين مسجدى در آنجا بنا شد و در همان جا غذايى براى حضرت صلّى اللّه عليه و آله آماده شد . . . و از آبى كه بدان مشترب گفته مىشود براى نوشيدن استفاده كرد .
سپس رسول اللّه صلّى اللّه عليه و آله حركت كرد و سرزمين خلائق را از سمت چپ ترك كرد و به سوى شعبهء عبد الله پيش رفت و آنگاه بازهم به سمت چپ متمايل گرديد تا اين كه در يليل فرود آمد و همگى در آنجا اردو زدند و از چاه ضبّوعة استفاده كردند . آنگاه به سمت فرش حركت كرد تا به راه صحيرات اليمام رسيد و از همان راه مسير خود را ادامه داد تا در عسيره از مناطق ينبع فرود آمد . بقيهء جمادى الاولى و چند شب از جمادى الثانى را در آنجا اطراق كرد ؛ اما با جنگى مواجه نشد و در آنجا با بنى مدلج و همپيمانانشان از بنى ضمرة « 2 » صلح كرد ( و اين سوّمين صلحنامهء رسول اللّه صلّى اللّه عليه و آله بود ) .
( 3 )
دادن كنيهء ابو تراب به على عليه السّلام
سپس با سندى از عمار بن ياسر نقل مىكند كه گفت : من و على بن ابى طالب در غزوهء عشيرة رفيق بوديم و در يكى از منزلگاهها كه رسول اللّه صلّى اللّه عليه و آله اطراق نمود ، افرادى از بنى مدلج را ديديم كه در كنار چاه و نخلهاى خود كار مىكنند . على بن ابى طالب به من گفت : اى ابو يقظان ، آيا نمىآيى كه نزد آنها برويم تا ببينيم كه چگونه كار مىكنند ؟ گفتم : هرطور كه شما بخواهيد .
پيش آنها رفتيم و مدتى مشغول تماشاى كار آنها شديم و كم كم خواب ما را فرا گرفت ، براى همين كنار نخلهاى كوچك رفتيم و بر روى خاكهاى بسيار نرم آنجا خوابيديم ، تا اين كه پس از مدتى رسول اللّه صلّى اللّه عليه و آله به سراغ ما آمد و با پايش ما را حركت مىداد تا ما را بيدار كند و در اين حال تمام سر و
هامش
( 1 ) . مغازى واقدى ، ج 1 ، ص 12 .
( 2 ) . و اين غير از خبر واقدى است كه گذشت مبنى بر اين كه آن حضرت صلّى اللّه عليه و آله با بنى ضمره از كنانه صلح كرد و آنها در بواط به سر مىبردند و با بنى مدلج هم پيمان نبودند ؛ اما اينها با بنى مدلج هم پيمان بودند و در ذى العشيره در منطقه ينبع زندگى مىكردند .