تخطي إلى المحتوى الرئيسي

موسوعة التاريخ الإسلامي ( تاريخ تحقيقى اسلام ) ( فارسي ) — صفحة 251

مساهمون:

ص٢٥١
پس رسول اللّه فاطمه را با دوازده و نيم أوقيهء طلا به وى تزويج كرده و زره‌اش را به وى بازگردانيد . « 1 » ( 1 ) اين خبر به صورت بىسند ذكر گرديده است و از سوى ديگر نگفته است كه چه كسى به على عليه السّلام گفت كه چرا از فاطمه خواستگارى نمىكنى ؟ حال كه دولابى در الذرية الطاهره با سندى از حارث ( همدانى ) از على عليه السّلام نقل كرده است كه : ابو بكر و عمر از فاطمه خواستگارى كردند ؛ امّا رسول اللّه آنها را ردّ كرد و پس از آن عمر به من گفت : فاطمه مال تو است ، اى على . آن حضرت فرمود : چيزى غير از زره ندارم كه آن را به رهن مىگذارم . « 2 » شايد كه آن حضرت عليه السّلام زرهء خود را به عنوان وثيقه جهت قرض گرفتن مبلغ مهريه به رهن گذاشته و بدهكارى خود را بعد از جنگ بدر از سهم غنائم پرداخت كرده و سپس زهرا عليها السّلام را به خانه آورده است . ( 2 ) اگر چه كه در خبر قمى نيامده است كه چه كسى به او گفت رسول اللّه صلّى اللّه عليه و آله چيزى از تو نمىخواهد و چگونه صاحب زره شده بود ؛ امّا دولابى با سندى از مجاهد از على عليه السّلام روايت كرده است كه آن حضرت عليه السّلام فرمود : يكى از كلفت‌هايم به من گفت : از فاطمه خواستگارى شده است و حال چه چيز تو را مانع مىشود كه نزد رسول اللّه صلّى اللّه عليه و آله بيايى تا او را به تو تزويج كند ؟ گفتم : آيا من چيزى دارم كه با آن او را تزويج كنم ؟ گفت : تو اگر نزد رسول اللّه صلّى اللّه عليه و آله بيايى ، او را به تو تزويج مىكند . ( 3 ) به خدا قسم كه همين‌طور مرا اميدوار مىكرد تا اين كه بر رسول اللّه صلّى اللّه عليه و آله وارد شدم و رسول اللّه صلّى اللّه عليه و آله آن چنان هيبت و عظمتى داشت كه وقتى در مقابلش نشستم ، زبانم بند آمد و نتوانستم چيزى بگويم . آن حضرت فرمود : براى چه امرى آمده‌اى ؟ آيا خواسته‌اى دارى ؟ من سكوت كردم . پس فرمود : شايد آمده‌اى تا از فاطمه خواستگارى كنى ؟ گفتم : بله فرمود : آيا چيزى دارى كه مهريه‌اش كنى ؟ گفتم : نه . فرمود : زره‌اى كه بر تو پوشاندم چه كرده‌اى ؟ گفتم : نزد من است و لكن - قسم به كسى كه جانم در دست او است - اين زره حطميه‌اى « 3 » است و فقط چهار صد درهم ارزش دارد . رسول اللّه صلّى اللّه عليه و آله فرمود : هرآينه او را به تو تزويج كردم و همان زره را بفرست . و صداق فاطمه همين زره بود . « 4 »
هامش
( 1 ) . اعلام الورى ، ج 1 ، ص 161 و اين در تفسير قمى نيامده است و معناى خبر اين است كه مهر بر ذمهء آن حضرت گذاشته شده بود كه مىبايست بعدا بپردازد . ( 2 ) . الذرية الطاهره ، ص 93 . ( 3 ) . جزرى در النهايه مىنويسد : رسول اللّه صلّى اللّه عليه و آله به على عليه السّلام فرمود : زرهء حطميه‌اى را چه كرده‌اى ؟ و بهترين قول اين است كه اين زره منسوب به طايفه‌اى از عبد القيس مىباشند كه زره مىبافتند . ( 4 ) . الذرية الطاهره ، ص 94 و حلبى در مناقب آل ابى طالب ، ج 3 ، ص 35 مىنويسد : نبى اكرم صلّى اللّه عليه و آله در هنگام تزويج