( 1 ) شايد كه على عليه السّلام زرهء خويش را فرستاده است تا آن را در مقابل مبلغ مهريه گرو بگذارند ، چنان كه در خبر سابق بدان اشاره شد . شايد قول آن حضرت صلّى اللّه عليه و آله كه فرمود : « زوّجتكها » ، ايجاب عقد بدون مراجعه به فاطمه عليها السّلام نبوده است ، بلكه مراجعهء آن حضرت صلّى اللّه عليه و آله به فاطمه در خبر ديگرى آمده است كه دولابى آن را هم با سندى از عطاء بن ابى رباح نقل كرده و گفته است : هنگامى كه على عليه السّلام فاطمه را خواستگارى كرد ، رسول اللّه صلّى اللّه عليه و آله نزد فاطمه رفت و فرمود : على به خواستگارى تو آمده است . فاطمه سكوت كرد و آنگاه پيامبر صلّى اللّه عليه و آله خارج شد و او را به على عليه السّلام تزويج كرد . « 1 »
هامش
فاطمه به على عليه السّلام خطبهاى ايراد كرد كه آن را از امام رضا عليه السّلام و يحيى بن معين در أمالىاش و ابن بطّة در الانابه به صورت بىسند از انس بن مالك نقل كردهاند كه آن حضرت صلّى اللّه عليه و آله فرمود : « الحمد لله المحمود بنعمته ، المعبود بقدرته ، المطاع فى سلطانه ، المرغوب اليه فيما عنده ، الموهوب من عذابه ، النافذ امره فى سمائه و ارضه ، خلق الخلق بقدرته و ميّزهم باحكامه و أعزّهم بدينه و اكرمهم بنبيّه محمد .
انّ اللّه جعل المصاهرة نسبا لا حقا و امرا مفترضا و شبح بها الارحام و الزمها الأنام . قال تعالى :« هُوَ الَّذِي خَلَقَ مِنَ الْماءِ بَشَراً فَجَعَلَهُ نَسَباً وَ صِهْراً »( فرقان ( 25 ) ، 5 ) .
ثم انّ اللّه تعالى امرنى أزوّج فاطمة من على ، و قد زوّجتها اياه على أربعمائة مثقال فضه ( كذا ) ان رضيت يا على . » فقال على عليه السّلام رضيت يا رسول اللّه .
« حمد و سپاس مخصوص خداوندى است كه نعمتهايش را به ما ارزانى داشته و به خاطر قدرتش عبادت مىشود و به خاطر سلطنتش اطاعت مىشود و به نعمتهايش اميد و از عذابش بيم مىرود . فرمان او در آسمان و زمينش نافذ است و خلايق را به قدرت خويش خلق نموده است و آنها را با تشريع احكامش از ديگران متمايز كرده و آنان را با دينش عزيز كرده و با پيامبرش مورد اكرام قرار داده است .
همانا خداوند ازدواج را براى بقاى نسل قرار داده و آن را امرى واجب دانست كه به وسيلهء آن ارحام را به هم پيوند داده و همهء مردم را بدان ملزم كرده و خداوند مىفرمايد : « او كسى است كه بشر را از آب خلق كرد و خويشاوندى و قرابت در ميان آنها قرار داد . »
و همانا خداوند به من دستور داده است كه فاطمه را به على تزويج كنم و هرآينه من فاطمه را به چهار صد مثقال نقره ( ؟ ) به او تزويج كردم ، اگر تو راضى باشى اى على . »
و على عليه السّلام فرمود : راضى هستم .
سپس حلبى از ابن مردويه روايت مىكند كه : آن حضرت صلّى اللّه عليه و آله به على عليه السّلام فرمود : براى خود خطبهء عقد بخوان و آن حضرت گفت : « حمد و سپاس مخصوص خدايى است كه به حامدانش نزديك و به سؤالكنندگانش قريب است و بهشت را به كسانى كه متقى باشند ، وعده داده است و كسانى كه از او نافرمانى مىكنند را با آتش ترسانيده است . او را به خاطر احسان و نيكىهاى دائمى و قديمىاش سپاس مىگوييم . سپاسگزارى كسى كه مىداند خدا خالق و به وچودآورندهء اوست و او را مىميراند و زنده مىكند و از او كمك مىخواهيم و هدايت مىطلبيم و به او وثوق و توكل و اعتماد مىكنيم و شهادت مىدهيم كه لا إله الا الله وحده لا شريك له ، شهادتى كه به او مىرسد و او را راضى مىكند و اينك محمد صلّى اللّه عليه و آله بنده و رسول اوست و بر او درود مىفرستيم كه مقامش را بالا ببرد و او را باعظمتتر كند .
نكاح چيزى است كه خدا بر آن دستور داده است و مورد رضايت اوست و اين اجتماع ما چيزى است كه خدا آن را مقدّر فرمود و بدان اجازه داده است و اين رسول خدا است كه دخترش فاطمه را در مقابل پانصد درهم ( ! ) به من تزويج كرده است و من راضى هستم .
( 1 ) . الذرية الطاهره ، ص 94 .