تخطي إلى المحتوى الرئيسي

موسوعة التاريخ الإسلامي ( تاريخ تحقيقى اسلام ) ( فارسي ) — صفحة 230

مساهمون:

ص٢٣٠
( 1 ) عماره بن حزم به سوى زيد بن عمرو رفت كه داراى ريش بلندى بود . پس عماره ريش زيد را گرفت و او را به شدت به دنبال خود كشيد تا از مسجد اخراج كرد و سپس محكم بر سينه‌اش زد و او را نقش بر زمين كرد و گفت : خدا تو را لعنت كند ، اى منافق ! بدان كه آنچه خداوند از عذاب آخرت براى تو مهيا كرده ، بسيار شديدتر از اين است و ديگر به مسجد رسول اللّه صلّى اللّه عليه و آله نزديك مشو . ابو محمد مسعود بن أوس به سوى قيس بن عمرو بن سهل رفت كه او نوجوانى بيش نبود ، براى همين ابو محمد سيلى به پشت گردنش زد و او را از مسجد اخراج كرد . « 1 » ( 2 )

منافقان يهود

ابن اسحاق مىنويسد : از جمله يهوديانى كه به ظاهر اسلام آوردند ؛ ولى منافق بودند و از أحبار يهود به شمار مىرفتند ، از طايفهء بنى قينقاع عبارت بودند از : سعد بن حنيف و زيد بن لصيت و نعمان أوفى و برادرش عثمان بن أوفى و رافع بن حريمله و رفاعة بن زيد و سلسلة بن برهام و كنانة بن صوريا . « 2 » ( 3 )

نزول سورهء بقره

ابن اسحاق مىنويسد : براى من نقل شده است كه ابتداى سورهء بقره تا آيهء صد « 3 » دربارهء منافقين اوس و خزرج و أحبار يهودى نازل شده است . آنجا كه خداوند مىفرمايد :
« وَ مِنَ النَّاسِ مَنْ يَقُولُ آمَنَّا بِاللَّهِ وَ بِالْيَوْمِ الْآخِرِ وَ ما هُمْ بِمُؤْمِنِينَ »
؛ و عدّه‌اى از مردم مىگويند كه به خدا و روز قيامت ايمان آورده‌ايم ، در حالى كه مؤمن نيستند .
هامش
( 1 ) . سيرهء ابن هشام ، ج 2 ، ص 175 - 176 . چنان كه ملاحظه مىشود رسول اللّه صلّى اللّه عليه و آله ابتدا بنى نجار را كه از بستگان مادرىاش بودند از مسجد اخراج كرد و براى اخراج آنها از همان افراد بنى نجار كمك گرفت و اين حكمتى بود كه با عرف آن روزگار منسجم بود و امروز هم اين چنين است . ( 2 ) . سيرهء ابن هشام ، ج 2 ، ص 174 - 175 . ( 3 ) . و آن قول خداوند متعال است كه مىفرمايد :« أَ وَ كُلَّما عاهَدُوا عَهْداً نَبَذَهُ فَرِيقٌ مِنْهُمْ بَلْ أَكْثَرُهُمْ لا يُؤْمِنُونَ »[ بقره ( 2 ) ، 100 ] ؛ آيا هر چه پيمان بستند گروهى از آنها پيمان‌شكنى مىكنند ؟ ! آرى بيشتر آنها ايمان نمىآورند . و بعد از آن مىفرمايد :« وَ لَمَّا جاءَهُمْ رَسُولٌ مِنْ عِنْدِ اللَّهِ مُصَدِّقٌ لِما مَعَهُمْ نَبَذَ فَرِيقٌ مِنَ الَّذِينَ أُوتُوا الْكِتابَ كِتابَ اللَّهِ وَراءَ ظُهُورِهِمْ كَأَنَّهُمْ لا يَعْلَمُونَ »[ بقره ( 2 ) ، 101 ] ؛ و هرگاه فرستاده‌اى از جانب خدا به سراغشان آمد كه كتابشان را تصديق مىكرد ، گروهى از اهل كتاب بدان سان كه گويى از آن خبر ندارند ، كتاب خدا را پشت سر افكندند . ظاهر آيات ، وحدت سياق دو آيه است و ابن اسحاق هم چيزى را نقل كرده كه مقتضى همين مطلب است و بلكه تا آيهء صد و هفتاد صحبت دربارهء يهود ادامه مىيابد . و در فتح البارى از عايشه نقل شده است كه سورهء بقره در هنگامى نازل شد كه من نزد رسول اللّه صلّى اللّه عليه و آله بودم .