تخطي إلى المحتوى الرئيسي

موسوعة التاريخ الإسلامي ( تاريخ تحقيقى اسلام ) ( فارسي ) — صفحة 228

مساهمون:

ص٢٢٨
واقع شده بود و لذا تاجى را تهيه كرده بودند تا بر سرش بگذارند و او را حاكم خويش قرار دهند . ( 1 ) در حالى كه آنها تصميم به چنين كارى داشتند ، خداوند رسول خود را به سوى آنها فرستاد و به دنبال آن مردم از ابن ابى روى برگرداندند و اسلام آوردند ، لذا ابن ابى ديد گويا رسول خدا فرمانروايى را از او گرفته است ، ولى از آنجا كه تمام افراد قبيله‌اش اسلام آوردند ، او هم با اكراه و اجبار اسلام آورد ؛ اما هم چنان بر كينه‌توزى و نفاق خويش اصرار مىورزيد . اما ابو حنظله - پدر غسيل الملائكه كه به ابى عامر معروف بود ، هنگامى كه مشاهده كرد قومش به اسلام گرويده‌اند - چنان كه جعفر بن عبد اللّه روايت كرده است - نزد رسول اللّه صلّى اللّه عليه و آله آمد و گفت : اين چه دينى است كه آورده‌اى ؟ فرمود : دين حنيف ( پاك ) ابراهيم عليه السّلام را آورده‌ام . ابو حنظله در زمان جاهليت راهب ( ترسا ) شده بود و لباس راهبان را پوشيده بود و حتى به وى راهب مىگفتند ، براى همين گفت : من نيز بر كيش پاك هستم ! رسول اللّه صلّى اللّه عليه و آله فرمود : تو بر آن نيستى . گفت : بله هستم ! و تو اى محمد ، مطالبى را بر كيش پاك افزوده‌اى كه در آن نبوده است ! رسول اللّه صلّى اللّه عليه و آله فرمود : من چنين نكرده‌ام ، بلكه كيش ( پاك ) را مبرّاى از هر گونه پيرايه‌اى آورده‌ام . گفت : هر كس كه دروغ مىگويد خدا او را غريبانه و در تنهايى و به بدترين حالتى بكشد و منظورش رسول اللّه صلّى اللّه عليه و آله بود . رسول اللّه صلّى اللّه عليه و آله هم در جواب گفت : بله ، هر كس كه دروغ مىگويد خدا او را بكشد . سپس ابو حنظله بلند شد و از آنجا رفت و بعد همراه با حدود ده نفر از افراد قبيله‌اش از مدينه به سوى مكه حركت كرد . « 1 » ( 2 )

منافقان أوس و خزرج

ابن اسحاق تعدادى از منافقان اوس و خزرج را نام مىبرد كه از أوسىها عبارتند : از زوىّ بن حارث ، جلّاس بن سويد بن صامت و برادرش حارث بن سويد ، بجاد بن عثمان ، نبتهل بن حارث ، عبد اللّه بن نبتهل ، ابو حبيبة بن أزعر ، ثعلبة بن حاطب ، معتّب بن قشير ، عبّاد بن حنيف - برادر سهل بن حنيف -
هامش
( 1 ) . همان ، ج 2 ، ص 234 - 235 و پايان آن اين گونه است : هنگامى كه رسول اللّه صلّى اللّه عليه و آله مكه را فتح كرد ، ابو حنظله به طائف رفت و پس از آن كه اهل طائف اسلام آوردند او به شام رفت و وابستگان وى به همراهش نرفتند ؛ ولى دو نفر از طائفىها به نام : كنانه بن عبد ياليل ثقفى و علقمة بن علاثة بن كلاب با او همراه شدند و سرانجام او در نهايت تنهايى و غربت و به صورت مطرود در شام از دنيا رفت ، آن چنان كه رسول اللّه صلّى اللّه عليه و آله دعا كرده بود .