بودند ، حركت كردند تا در كنار آبى به نام أحياء در منطقه رابغ به ابو سفيان بن حرب و كاروانش برخورد كردند و با وجودى كه ابو سفيان به همراه دويست نفر در كاروان بودند ، شمشيرهايشان را نكشيدند و آمادهء جنگ نشدند . . .
( 1 ) امّا با اين حال ، سعد بن ابى وقاص جلو رفت و تيردان خود را بر زمين گذارد و در حالى كه يارانش از او محافظت مىكردند ، شروع به تيراندازى كرد و تمام بيست تيرى را كه در تيردان داشت پرتاب كرد و با هر تيرى يك انسان يا حيوان را مجروح كرد ؛ ولى با اين حال آنها شمشيرهايشان را نكشيدند و براى جنگ آماده نشدند ، بلكه عقبنشينى كرده و فرار كردند . در اين حال سعد به عبيده گفت : اگر آنها را تعقيب كنيم ، مىتوانيم به آنها دست يابيم ؛ زيرا آنها با حالت ترس فرار كردهاند ؛ اما عبيده آنها را تعقيب نكرد ، بلكه دستور داد كه به مدينه بازگردند . « 1 »
( 2 ) ابن اسحاق مىنويسد : رسول اللّه صلّى اللّه عليه و آله عبيدة بن حارث بن عبد المطلب بن عبد مناف را همراه با شصت سواره از مهاجرين فرستاد تا آنها به آبى در حجاز كه در پايين ثنيّة المرة واقع شده است ، رسيدند و در آنجا سعد بن ابى وقّاص تيرى را پرتاب كرد و اين اوّلين تيرى بود كه در اسلام پرتاب شد ؛ اما هر دو گروه از همديگر دست كشيدند و جنگى رخ نداد . « 2 »
مقداد بن عمر از همپيمانان بنى زهره و عتبة بن غزوان مازنى از همپيمانان بنى نوفل جزء مسلمانان مكه بودند كه همراه كاروان قريش خارج شده بودند تا به مسلمانان برسند و در آنجا فرار كرده و به مسلمانان پيوستند .
بعضى از مردم مىگويند كه پرچم حمزه اوّلين پرچمى بود كه در اسلام براى يكى از مسلمانان به وسيلهء رسول اللّه صلّى اللّه عليه و آله بسته شد و لكن از آنجا كه ارسال حمزه و عبيده با هم صورت گرفت بر مردم مشتبه شد كه اوّلين پرچم براى چه كسى بسته شد . « 3 »
( 3 )
ساختن دو اتاق براى سوده و عايشه
از سمهودى به نقل از ذهبى نقل شد كه رسول اللّه صلّى اللّه عليه و آله در ابتدا اتاق سوده را بنا كرد و هنگامى كه احتياج به اتاق عايشه پيدا كرد ، آن را هم بنا كرد و همين طور بر حسب احتياج ساير اتاقها را در اوقات مختلف بنا كرد . « 4 »
هامش
( 1 ) . مغازى واقدى ، ج 1 ، ص 10 - 11 با اندكى تصرّف و همچنين در روايت طبرى ، از او در ج 2 ، ص 402 و التنبيه و الاشراف ، ص 201 .
( 2 ) . طبرى ، در اعلام الورى ، ج 1 ، ص 62 آن را بدان سند نقل كرده است .
( 3 ) . سيرهء ابن هشام ، ج 2 ، ص 241 - 242 با اندكى تصرف ، تاريخ يعقوبى ، ج 2 ، ص 69 عين عبارت ابن اسحاق را آورده است .
( 4 ) . وفاء الوفاء ، ج 2 ، ص 462 .