تخطي إلى المحتوى الرئيسي

موسوعة التاريخ الإسلامي ( تاريخ تحقيقى اسلام ) ( فارسي ) — صفحة 213

مساهمون:

ص٢١٣
حارث المطلّب را با بلال و مصعب بن عمير را با سعد بن ابى وقاص و ابى عبيدة بن جرّاح را با سالم ، آزاد كردهء ابى حذيفه و سعيد بن زيد را با طلحه بن عبيد اللّه برادر نمود . و از اين كه مصعب بن عمير را هم نام برده ، دانسته مىشود كه اين پيمان برادرى پيش از فرستادن او به سوى مدينه ، يعنى تقريبا يك سال قبل از هجرت بوده است . ( 1 ) ابن سيد الناس تصريح كرده است كه اين پيمان برادرى پيش از هجرت بوده است ، « 1 » چنان كه اين مطلب در السيرة الحلبية هم آمده است . « 2 » همين ظاهر روايت حاكم حسكانى نيشابورى در المستدرك على الصحيحين مىباشد . « 3 » ( 2 ) ابن سعد در الطبقات « 4 » و سهيلى در الروض الأنف و كازرونى در المنتقى مطالبى را نوشته كه خلاصهء آن چنين است : هنگامى كه رسول اللّه صلّى اللّه عليه و آله وارد مدينه شد ، بين مهاجران و انصار پيمان برادرى بست كه بر اساس آن در حقوق مساوى بودند و اموال را با هم نصف مىكردند و پس از مرگ ، از همديگر ارث مىبردند و البته خويشاوندان اين چنين نبودند تا اين كه جنگ بدر پيش آمد و خداوند در سورهء انفال فرمود :
« وَ أُولُوا الْأَرْحامِ بَعْضُهُمْ أَوْلى بِبَعْضٍ فِي كِتابِ اللَّهِ »
؛ بر طبق كتاب خدا خويشان نسبت به يكديگر [ در ارث بردن ] أولى هستند . بدين ترتيب اين آيه پيمان برادرى را نسخ كرد و هر انسانى به خويشاوندى خويش برگشت و ارحام وى از او ارث مىبردند . ( 3 ) سهيلى مىنويسد : هنگامى كه اسلام عزيز شد و مسلمانان قدرتمند شدند و ترس و وحشت از بين رفت ، خداوند فرمود :
« وَ أُولُوا الْأَرْحامِ بَعْضُهُمْ أَوْلى بِبَعْضٍ »
؛ يعنى در ميراث اوّلى هستند و آنگاه تمام مؤمنان را با هم برادر قرار داد و فرمود :
« إِنَّمَا الْمُؤْمِنُونَ إِخْوَةٌ »
؛ يعنى مؤمنان در دوست داشتن همديگر همانند برادر هستند و اين بدان معنا است كه پيمان برادرى پيش از اين آيه بوده است و پس از آن اخوّت همگانى برقرار شد .
هامش
( 1 ) . السيرة لابن سيد الناس ، ج 1 ، ص 200 - 203 . چنان كه در الغدير ، ج 3 ، ص 114 هم آمده است و علامه امينى تعدادى از اخبار مربوط به پيمان برادرى بين نبى اكرم صلّى اللّه عليه و آله و على عليه السّلام را از أهل سنت نقل كرده است ( ج 3 ، ص 111 - 125 ) و مرحوم مجلسى در بحار الانوار ، ج 38 ، ص 330 از اهل سنت و شيعه رواياتى را در اين مورد آورده است و ابن عساكر بيست خبر را با سندهاى آن از صفحه 141 - 161 نقل كرده و محقق محمودى مصادر ديگرى براى اين اخبار جمع‌آورى كرده است كه از صفحه 117 تا 133 در قسم اول از ترجمهء الامام على عليه السّلام از تاريخ دمشق تأليف ابن عساكر آمده است . ( 2 ) . سيرهء حلبية ، ج 2 ، ص 23 - 102 . ( 3 ) . مستدرك الحاكم ، ج 3 ، ص 4 . ( 4 ) . الطبقات ، ج 1 ، ص 242 .