تخطي إلى المحتوى الرئيسي

موسوعة التاريخ الإسلامي ( تاريخ تحقيقى اسلام ) ( فارسي ) — صفحة 214

مساهمون:

ص٢١٤
( 1 )

اوّلين سريّه در مدينه

واقدى روايت مىكند كه كاروانى از قريش از شام به سوى مكه در حال حركت بود . و اين در ماه رمضان و مصادف با هفتمين ماه مهاجرت نبى اكرم صلّى اللّه عليه و آله به مدينه بود . در اين كاروان ابو جهل ( بن هشام ) به همراه سيصد سواره از اهل مكه حضور داشتند . رسول اللّه صلّى اللّه عليه و آله پرچم ( سفيدى ) را براى حمزة بن عبد المطلب بست ( و اين اوّلين پرچمى بود كه آن حضرت پس از ورود به مدينه مىبست و آن را ابو مرثد الغنوى حمل مىكرد ) . « 1 » و او را به همراه سى نفر سواره كه پانزده نفر از مهاجرين و پانزده نفر از انصار بودند به سوى كاروان قريش فرستاد . آنها به ساحل دريا و در آنجا به مقابل همديگر رسيده و براى جنگ صف‌آرايى كردند . در اين ميان مجدىّ بن عمرو كه هم پيمان هر دو طرف بود بين آنها رفت و آمد مىكرد تا پس از مذاكرات فراوان از جنگ منصرف شدند و حمزه به همراه يارانش به مدينه بازگشت . ( 2 ) سپس واقدى روايت مىكند كه رسول اللّه صلّى اللّه عليه و آله هيچ يك از انصار را به جايى نفرستاد تا اين كه بدر فرا رسيد و خودش مىگويد كه همين درست است . « 2 » ابن اسحاق مىنويسد : رسول اللّه صلّى اللّه عليه و آله حمزه را از ناحيهء العيص به كنارهء دريا فرستاد و آنها سى نفر سواره از مهاجرين بودند كه حتى يك نفر از انصار به همراهشان نبود . آنها در همان ساحل با ابو جهل بن هشام به همراه سيصد سواره از اهل مكه برخورد كردند و مجدىّ بن عمرو جهنى رابط بين آنها بود كه واسطه شد و از بروز جنگ جلوگيرى نمود . « 3 » ابن اسحاق نگفته كه او هم پيمان آنها بوده و شايد كه همين صحيح است ؛ زيرا هيچ پيمانى با آنها نبسته بود و همين طور در روايت طبرى از واقدى نيامده كه مجدىّ هم پيمان آنها بوده است . ( 3 )

سريّهء عبيده بن حارث

واقدى در روايتى مىگويد : بعد از آن ، نبى اكرم صلّى اللّه عليه و آله در ماه شوال كه مصادف با اول هشتمين ماه ورود آن حضرت صلّى اللّه عليه و آله بود ، پرچمى براى عبيدة بن حارث بست و او را به منطقهء رابغ - كه در ده ميلى از جحفه به سوى قديد واقع شده بود - گسيل داشت و عبيده به همراه شصت سواره كه همگى از قريش
هامش
( 1 ) . طبرى ، ج 2 ، ص 402 به نقل از واقدى و در مغازى نيامده است و يعقوبى از او نقل كرده است كه ابو مرثد هم پيمان حمزه بوده است ، ج 2 ، ص 70 . ( 2 ) . مغازى واقدى ، ج 1 ، ص 9 - 10 . ( 3 ) . سيرهء ابن هشام ، ج 2 ، ص 245 و تاريخ يعقوبى ، ج 2 ، ص 69 و در ج 2 ، ص 44 هم به اين مطلب اشاره كرده است . و در التنبيه و الاشراف ، ص 200 طبرسى در اعلام الورى ، ج 1 ، ص 162 كه آن را بدون سند نقل كرده است .