او دستور داد كه با آن وضو بگيرد . سپس آن را در محلى قرار داد كه در آن هزاران هزار نور وجود داشت . سپس آن را به آسمان برد تا به درهاى آسمان رسيد . . . سپس خداوند به جبرئيل دستور داد و او هم فرياد زد : الله اكبر ، الله اكبر . . . و به اين ترتيب اذان و اقامه را به اتمام رسانيد و آنگاه رسول اللّه صلّى اللّه عليه و آله در جلو قرار گرفت و با هم نماز خواندند و اين چگونگى شروع أذان بود . « 1 »
( 1 ) امّا اين بدان معنا نيست كه تشريع أذان و إعلام از هنگام رجوع نبى اكرم صلّى اللّه عليه و آله از معراج در مكه بوده است ، بلكه بر طبق آنچه كه كلينى با سندى از امام صادق صلّى اللّه عليه و آله روايت كرده ، در مدينه بوده است . امام صادق عليه السّلام مىفرمايد : جبرئيل براى نازل كردن اذان هبوط كرد و در اين حال سر نبى اكرم صلّى اللّه عليه و آله در دامن على عليه السّلام قرار داشت و در خواب بود . جبرئيل اذان و اقامه را گفت و رفت و هنگامى كه رسول اللّه صلّى اللّه عليه و آله بيدار شد به على عليه السّلام فرمود : اى على ، آيا شنيدى ؟ عرض كرد : بله يا رسول اللّه . فرمود :
آيا آن را حفظ كردى ؟ عرض كرد : بله . فرمود : بلال را نزد خود بخوان و آن را به او بياموز . على عليه السّلام بلال را فرا خواند و به او تعليم داد . « 2 »
( 2 ) مرحوم كلينى با سندى ديگرى از امام صادق عليه السّلام روايت كرده است كه رسول اللّه صلّى اللّه عليه و آله به بلال فرمود : اى بلال ، هنگامى كه وقت نماز فرا رسيد بر بالاى ديوار مسجد برو و با صداى بلند اذان بگو . و در آن هنگام بلندى ديوار مسجد به اندازهء قامت يك شخص بود . « 3 »
اين اقتضا مىكند كه اذان پس از بناى مسجد تشريع شده باشد و پيش از اين گذشت كه ما ترجيح مىدهيم كه ساختن مسجد هفت ماه پس از هجرت ، يعنى در ماه مبارك رمضان سال اول هجرى بوده است .
( 3 ) ابن اسحاق در خصوص اذان صبح از عروه بن زبير از زنى از بنى النجار نقل مىكند كه گفت : خانهء من بلندترين خانه در اطراف مسجد بود و بلال به پشت بام خانهام مىآمد و به انتظار طلوع فجر مىنشست و هنگامى كه فجر طلوع مىكرد ، اذان مىگفت . « 4 »
( 4 ) يعقوبى مىنويسد : در ابتدا بلال اذان مىگفت و سپس ابن ام مكتوم نيز با او اذان مىگفت و هر كدام كه زودتر متوجه دخول وقت مىشدند ، اذان مىگفتند و در هنگام نماز يكى از آنها اقامه مىگفتند . از واقدى نقل مىكند كه پس از آن كه بلال اذان مىگفت ، جلوى خانه رسول اللّه صلّى اللّه عليه و آله مىايستاد و مىگفت :
الصلاة يا رسول اللّه ، حىّ على الصلاة ، حى على الفلاح . « 5 »
هامش
( 1 ) . تفسير عياشى ، ج 1 ، ص 157 .
( 2 ) . فروع كافى ، ج 1 ، ص 83 و من لا يحضره الفقيه ، ج 1 ، ص 57 و التهذيب ، ج 1 ، ص 215 .
( 3 ) . فروع كافى ، ج 1 ، ص 84 و التهذيب ، ج 1 ، ص 150 .
( 4 ) . سيرهء ابن هشام ، ج 2 ، ص 156 با اندكى تصرف .
( 5 ) . تاريخ يعقوبى ، ج 2 ، ص 42 .