( 1 ) ابى رافع قبطى منزلى در نزديكى آنجا داشت كه سعد خواستار خريد آن از او شد و ابى رافع پانصد دينار در مقابل آن مىخواست و سعد مىگفت كه : به خدا قسم كه بيش از چهار هزار درهم منجّمه ( يعنى مقسّطه - قسطى ) نمىدهم و ابى رافع هم قبول كرد و با همين مبلغ خانه را به وى فروخت و سعد آن را وقف ذرّيهء خودش كرد و همچنين خانهء ديگرى را در البلاط در مقابل خانهء ابراهيم بن هشام مخزومى خريدارى كرد . هنگامى كه وى از عراق بازگشت و عمر اموال وى را به همراه اموال عمّالش نيم به نيم مىكرد ، همين خانه را هم تقسيم كرد و نصف آن را به زنى به نام « جبّى » بخشيد كه مادر رضاعى عمر بود و اين خانه در دست همين زن بود تا اين كه وى متوجه شكافى در سقف آن شد و گفت : به خدا قسم كه ديگر در اين خانه سكونت نمىكنم و آن خانه را ترك كرد و آن را به بعضى از فرزندان عمر بن خطاب فروخت و اين خانه تا به امروز در دست آنها است . نصف ديگر را سعد در مقابل دوازده هزار درهم به عثمان بن عفّان فروخت كه بعدها در دست عمرو بن عثمان قرار گرفت . از سوى ديگر برادرانش ؛ عامر بن ابى وقّاص و عتبة بن ابى وقاص خانهاش را در البلاط تصرف كردند و همين طور در دست آنها بود تا اين كه الربيع ، پرده دار منصور آن را از فرزندان عتبه در مقابل چند درهم خريد .
( 2 ) دو منزل ديگر را براى عبد الرحمن بن ازهر و مخرمة بن نوفل ذكر مىكند كه در زاويهء مسجد و در جنب منارهء شرقى ( به سوى يمن ) قرار داشته است و مهدى عباسى بعضى از آنها را خريد و به حياط مسجد اضافه كرد و بقيه در اختيار برمكيان قرار گرفت و بعدها مصادره شد .
وى گفته است كه مقداد بن عمرو بهرائى ( ابن الاسود الكندى ) ، از همپيمانان بنى مخزوم دو خانه براى خود تهيه كرد كه در اختيار نوهء دخترىاش از وهب بن عبد اللّه اسدى قرار گرفت و آنها يكى از خانهها را به يزيد بن عبد الملك فروختند و ديگرى در دست آنها در بنى جديله بود كه بدان خانهء مقداد مىگفتند « 1 » .
( 3 ) ابن اسحاق مىنويسد : رسول اللّه صلّى اللّه عليه و آله در خانهء ابو ايوب انصارى اقامت كرد تا اين كه مسجد و خانههاى آن حضرت را ساختند و آنگاه به خانهء خودش نقل مكان كرد « 2 » . در اينجا ابن اسحاق به مدت اقامت آن حضرت در منزل ابو ايوب اشارهاى نكرده است . از ابن شهر آشوب در مناقب نقل شد كه وى گفت : مدّت ماندن آن حضرت صلّى اللّه عليه و آله نزد ابو ايوب از ماه ربيع الاول تا ماه صفر سال آينده بود « 3 » و گفته شده است كه به مدت هفت ماه و به قولى به مدت يك ماه اين اقامت طول كشيد « 4 » .
هامش
( 1 ) . همان ، ص 222 - 241 .
( 2 ) . سيرهء ابن هشام ، ج 2 ، ص 143 .
( 3 ) . مناقب آل ابى طالب ، ج 1 ، ص 186 .
( 4 ) . وفاء الوفاء ، ج 1 ، ص 265 و سيره الجليلة ، ج 2 ، ص 64 .