خانهء ابو ايوب انصارى قرار داشته كه رسول اللّه صلّى اللّه عليه و آله به هنگام ورود به مدينه در آن اقامت كرد و مغيرة بن عبد الرحمن مخزومى آن را از او خريد و در آن چاهى حفر كرد كه آب مورد نياز مسجد از آن تأمين مىشد .
( 1 ) در كنار آن ، خانهء حارثة بن نعمان انصارى قرار داشت كه بعدها در اختيار امام صادق عليه السّلام قرار گرفت . بين اين خانه و منزل ابراهيم بن هشام مخزومى كوچهاى قرار داشت و بعدها اين منزل در اختيار ابى مسلم از غلامان عباسيان قرار گرفت و در كنار آن منزل عامر بن عبد الله بن زبير بن عوام و سپس منزل عبد الله بن عمر بن خطاب عدوى قرار داشت . « 1 »
( 2 ) اين تمام خانههايى بود كه نميرى بصرى در كتاب خود ، اخبار المدينه ، تحت عنوان : « خانههايى كه امروزه در كوچههاى اطراف مسجد النبى قرار دارند . » آورده است و براى همين ذكرى از خانههاى بنى هاشم ، به جز خانههاى عبد الله بن جعفر و سكينه و امام صادق عليه السّلام به ميان نياورده و گفته است كه عبد الله آن را از سهيل بن عبد الرحمن بن عوف خريدارى كرده است و امام صادق عليه السّلام خانهء خود را از حارثة بن نعمان انصارى خريده است و عبيد الله بن حسين بن على بن حسين عليه السّلام نيز خانهاى داشته كه آن را خريده است و نگفته كه در آنجا على عليه السّلام خانهاى در كنار مسجد داشته است و بلكه نقل كرده است كه عثمان بن عفان و ابو بكر خانههايى داشتند . وى به هنگامى كه خانههاى بنى تيم را ذكر مىكند ، مىنويسد : ابو بكر خانهاى را در قبال خانهء كوچك عثمان در كوچهء بقيع گرفت و خانهء ديگرى را هم در كنار مسجد تهيه كرد و اين همان خانهاى بود كه رسول اللّه صلّى اللّه عليه و آله در مورد آن فرموده بودند : « تمام درهاى رو به مسجد را ببنديد ، مگر در أبو بكر را . » « 2 »
( 3 ) هم از او گذشت كه بنا به روايتى « دار القضاء » از خانههاى مربوط به عبد الرحمن بن عوف بوده است و لكن در ادامه گفته است : از تعداد زيادى شنيدهام كه « رحبة القضاء » مال عمر بن خطاب بوده است و اين خانه از آن جهت « رحبة القضاء » ناميده شده است كه عمر وصيت كرده بود كه پس از وفاتش ، آن خانه براى اداى وامهاى او فروخته شود و بدين خاطر « رحبة القضاء » ناميده شد و هنگامى كه معاويه به حكومت رسيد ، آن را خريد و در سال 135 هجرى والى مدينه ، زياد بن عبيد الله آن را خراب كرد و ضميمهء صحن مسجد قرار داد و هزينهء خريد و تخريب آن را بر بازاريان قسطبندى كرد كه به هر كدام چهار دانق ( هر دانقى يك ششم درهم ) رسيد .
هامش
( 1 ) . همان ، ص 26 - 256 .
( 2 ) . همان ، ص 242 و مصحح آن به نقل از النهايه فى غريب الحديث و الروايه از ابن اثير ، ج 2 ، ص 86 در پاورقى آن گفته است كه روايت چنين است : مگر خوخهء على را . و الخوخة در كوچكى شبيه پنجره است كه بين دو خانه نصب مىشود .