البر يومه : كه مال بنى الحارث بن خزرج بود . « 1 »
الجاسوم : كه مال هيثم بن تيهان بود و رسول اللّه صلّى اللّه عليه و آله از آن آب نوشيد . « 2 »
( 1 ) الحاء : كه در باغ ابى طلحه انصارى كه در جهت قبله از سوى شرق ( آن هنگام كه قبله به سوى شام بود . ) قرار داشت و آب آن گوارا بود و رسول اللّه صلّى اللّه عليه و آله در اين باغ داخل شد و از آب چاه نوشيد و آنگاه ابو طلحه آن را صدقه قرار داد ( يا آن كه به آن حضرت هديه كرد ) . و هنگامى كه حسّان ثابت ، غلام خودش صفوان بن معطّل را آزاد كرد ، نبى اكرم صلّى اللّه عليه و آله چاه الحاء را به عنوان هديهء متقابل به او عطا كرد . « 3 »
الحضير در الحرّانيه : هنگامى كه سيل مهزوز طغيان مىكرد و مىترسيدند كه به مدينه آسيب برساند ، آن را به سوى حضير هدايت مىكردند و در آن مىريخت و همچنين آبهاى مذينيب در آن مىريخت . « 4 »
چاه رومه : رومه همان سرزمينى بود كه مشركان در سال جنگ خندق در آنجا اردو زدند و بين الجرف و رعانه قرار داشت . اخبار مربوط به اين چاه مختلف است : بعضى مىگويند كه اين چاه مال يك يهودى يا مردى از مزينة يا بنى غفار بوده كه هر مشك آبش را برابر يك كف دست طعام مىفروخت ، رسول اللّه صلّى اللّه عليه و آله به وى فرمود : آن را در عوض يك چشمه در بهشت به من به فروش . او گفت : يا رسول اللّه صلّى اللّه عليه و آله من و خانوادهام غير از چاه ، چيز ديگرى نداريم و لذا نمىتوانم چنين كارى بكنم .
( 2 ) گفتهاند : اين خبر به گوش عثمان بن عفّان رسيد و آن را در مقابل سى و پنج هزار دينار خريد و بر مسلمانان وقف كرد . و گفتهاند آن را به چهل هزار ( درهم ) خريد و گفتهاند كه عثمان در زمان خلافت خود آن را به سى هزار درهم از بيت المال خريد و وقف مسلمانان كرد . « 5 » و همين أولىتر است .
چاه ذرع يا چاه بنى حطمه : كه در كنار مسجدشان قرار داشت و رسول اللّه صلّى اللّه عليه و آله از آن وضو گرفت و آب دهان مبارك خود را در آن ريخت . « 6 »
( 3 ) سقياء : كه در حسيكه قرار داشت و حسيكه نام منطقهاى در مدينه ، در اطراف كوه ذباب بوده است كه منازل يهوديان از ناحيهء ابن ماقيه تا نزديكىهاى الجرف در آن قرار داشته است و اسم زمينهاى سقياء : الفلج يا الفلجان بوده است و چاه آن سقياء نام داشته و مال ذكوان بن عبد قيس زرقى بوده است كه سعد بن ابى وقاص بعدا آن را با دو شتر خريد و آب گوارايى داشت كه جهت نوشيدن رسول اللّه صلّى اللّه عليه و آله از آن استفاده مىشد . « 7 »
هامش
( 1 ) . تاريخ مدينه ، ص 169 .
( 2 ) . همان ، ص 160 .
( 3 ) . همان ، 157 - 158 .
( 4 ) . همان ، ص 169 .
( 5 ) . همان ، ص 153 - 154 .
( 6 ) . همان ، ص 161 .
( 7 ) . همان ، ص 157 - 158 و حاشيهء آن .