( 1 ) در ادامهء خبر آمده است : سپس گرماى شديد مسلمانان را اذيت مىكرد ، براى همين به آن حضرت فرمودند : يا رسول اللّه صلّى اللّه عليه و آله ، اگر اجازه بدهيد ، براى مسجد سقف بنا كنيم و آن حضرت صلّى اللّه عليه و آله اجازه داد و آنگاه با تنهء درختان نخل ، پايهها را آماده كردند و برگ و ليفهاى نخل و گياه خوشبوى اذخر را بر روى آن ريختند .
و به همين صورت در آن نماز خواندند تا باران باريد و زمين آن گلى شد . به رسول اللّه صلّى اللّه عليه و آله گفتند :
اگر اجازه دهيد ، مسجد را مسقف كنيم ؛ اما آن حضرت فرمود : نه ، سقفى باشد همانند سقف موسى عليه السّلام و سقف مسجد به همين صورت باقى بود تا آن حضرت رحلت كرد .
( 2 ) ابن شهر آشوب در المناقب مىنويسد : روايت شده است كه اصحاب نبى اكرم صلّى اللّه عليه و آله هر روز براى استقبال آن حضرت صلّى اللّه عليه و آله به بيرون مدينه مىآمدند و هنگام ظهر پراكنده مىشدند . تا اين كه روزى براى استقبال آمدند و رسول اللّه صلّى اللّه عليه و آله به نزديكى مدينه رسيده بود و اوّلين كسى كه او را ديد ، مردى يهودى بود كه فرياد زد : اى بنى قيله ، « 1 » بزرگ شما آمد .
نبى اكرم صلّى اللّه عليه و آله بر كلثوم بن هدم وارد شد و براى ديدار با مردم به منزل سعد بن خيثمه مىرفت . « 2 »
( 3 ) على عليه السّلام سه شب در مكه باقى ماند و سپس به سوى رسول اللّه صلّى اللّه عليه و آله حركت كرد و به او ملحق شد و نبى اكرم صلّى اللّه عليه و آله روزهاى دوشنبه و سه شنبه و چهار شنبه و پنج شنبه در قباء باقى ماند و مسجد قباء را بنا نهاد و سپس در روز جمعه آن را ترك كرد و نماز جمعه را در منطقه رانوناء در مسجد به جاى آورد و اين اوّلين نماز جمعهاى بود كه رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله در مدينه اقامه كرد . اين منطقه مربوط به بنى سالم بن عوف از قبيله اوس نيز بود ، براى همين غسّان بن مالك و عباس بن عباده به همراه افرادى از بنى سالم نزد آن حضرت رفتند و گفتند : يا رسول اللّه صلّى اللّه عليه و آله ، نزد ما بمان كه امكانات و افراد زيادى داريم و به خوبى از تو محافظت مىكنيم ، اما رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله فرمود : راه ناقهام را باز بگذاريد ؛ زيرا كه مأمور است .
سپس زياد بن لبيد و فروة بن عمرو به همراه مردانى از بنى بياضه آن حضرت را ملاقات كردند كه به درخواست آنها نيز همين جواب را داد .
( 4 ) سپس سعد بن عباده و منذر بن عمرو به همراه افرادى از بنى ساعده ( از قبيله خزرج ) به ديدار آن حضرت آمدند و سپس سعد بن ربيع و خارجة بن زيد و عبد الله بن رواحه به همراه افرادى از بنى الحارث بن خزرج به ملاقات آن حضرت صلّى اللّه عليه و آله آمدند و درخواست اقامت در ميان طايفهء خود را كردند كه همين جواب را شنيدند .
هامش
( 1 ) . مادر اوس و خزرج .
( 2 ) . در اين مورد توضيح داديم كه اين خبر را تنها يعقوبى ( ج 2 ، ص 41 ) نقل كرده است .