تخطي إلى المحتوى الرئيسي

موسوعة التاريخ الإسلامي ( تاريخ تحقيقى اسلام ) ( فارسي ) — صفحة 166

مساهمون:

ص١٦٦
آن حضرت از منزل خارج گرديد ، در حالى كه بيست و پنج نفر از آنها جلوى در نشسته بودند . آن حضرت صلّى اللّه عليه و آله مشتى از خاك بطحاء را برداشت و بر آنها پاشيد و سورهء يس را قرائت كرد :
« يس وَ الْقُرْآنِ الْحَكِيمِ »
تا به اين آيه رسيد :
« فَأَغْشَيْناهُمْ فَهُمْ لا يُبْصِرُونَ »
. سپس رفت . پس از مدت‌ها عابرى كه از آنجا مىگذشت ، از آنها سؤال كرد : منتظر چه كسى هستيد ؟ گفتند : محمد . گفت : به خدا قسم كه زيانكاريد . او از ميان شما گريخته است ! و بر سر تمام شما خاك پاشيده است ، آنها گفتند : به خدا قسم كه ما او را نديده‌ايم ! « 1 » ( 1 ) حبرى در كتاب ما نزل من القرآن فى اهل البيت ، آياتى از قرآن كريم كه در مورد اهل بيت نازل شده را آورده است . وى با سندى از ابن عباس روايت كرده است : هنگامى كه رسول الله صلّى اللّه عليه و آله به سوى غار حركت كرد ، على عليه السّلام را به جاى خود خواباند و برد يمانى خود را بر او كشيد . قريش ، گروه گروه به خانه ريختند و مىخواستند محمد صلّى اللّه عليه و آله را به قتل برسانند ، و براى همين به او ضربه زدند و ديدند كه از درد ناله مىكشد و وقتى كه پارچه را كنار زدند ، ديدند كه او على عليه السّلام است . گفتند : تويى كه خوابيده‌اى ؟ اگر محمد مىبود ، از درد ناله نمىكشيد . حقيقتا ما نفهميديم كه تو هستى . « 2 » ( 2 ) شيخ طوسى در أمالى با سندى از حسن بصرى از أنس بن مالك نقل كرده كه : وقتى رسول الله صلّى اللّه عليه و آله به همراه ابو بكر متوجه غار شد ، به على عليه السّلام دستور داد كه در جايش بخوابد و برد او را روى خود بيندازد . على عليه السّلام كه خودش را آماده مرگ كرده بود ، در جاى آن حضرت صلّى اللّه عليه و آله خوابيد و گروهى از قريشىها كه تصميم به قتل نبى اكرم صلّى اللّه عليه و آله گرفته بودند ، وقتى كه مىخواستند شمشيرهايشان را بر آن حضرت بزنند ، دچار ترديد شدند كه آيا او محمد است ، يا خير ؟ پس او را بيدار كردند و ديدند كه او على عليه السّلام است و براى همين رهايش كردند و براى يافتن رسول الله صلّى اللّه عليه و آله دست به كار شدند . « 3 »
هامش
( 1 ) . امالى شيخ طوسى ، ج 2 ، ص 60 و از او در بحار الانوار ، ج 19 ، ص 53 ، 54 و ابن اسحاق از محمد بن كعب قرظى ، ج 2 ، ص 127 . ( 2 ) . ما نزل من القرآن فى اهل البيت عليهم السّلام ، ص 47 ، و آن را عياشى ج 1 ، ص 101 و فرات در ص 9 و برهان در ج 1 ، ص 207 روايت كرده‌اند و طبرسى خلاصهء آن را در اعلام الورى ، ص 190 آورده است . اين دو خبر از ابن عباس نقل شده و در آنها مطلبى كه ابن اسحاق در سيره‌اش به روايت ابن هشام از ابن عباس نقل كرده است ، نيامده كه رسول الله صلّى اللّه عليه و آله به على عليه السّلام فرمود : در جاى من بخواب و اين برد حضرمى سبز رنگ مرا به روى خويش بينداز و بخواب و بدان كه در اين صورت ضررى از آنها به تو نمىرسد . سيرهء ابن اسحاق ، ج 2 ، ص 127 - 126 . بلكه در روايت شيخ طوسى از : عمار بن ياسر و ابى رافع و هند بن ابى هاله خواهد آمد كه : رسول اكرم صلّى اللّه عليه و آله اين سخن را بعد از پايان كار و هنگام ملاقات در غار به وى گفت : بلكه از حسن بصرى از أنس بن مالك روايت كرده است كه : على عليه السّلام در آن شب ، خودش را براى مرگ آماده كرد و در جاى پيامبر صلّى اللّه عليه و آله خوابيد . ولى غير شيعه خبر ابن اسحاق را ساخته‌اند تا ايثار و فداكارى شوهر زهرا عليها السّلام را كم رنگ كنند . ( 3 ) . امالى شيخ طوسى ، ص 446 ، حديث 4 و بحار الانوار ، ج 19 ، ص 55 .