تخطي إلى المحتوى الرئيسي

موسوعة التاريخ الإسلامي ( تاريخ تحقيقى اسلام ) ( فارسي ) — صفحة 168

مساهمون:

ص١٦٨
سيد حميرى در قصيدهء معروف مزهّبه به اين مطلب اين گونه اشاره مىكند :
حتى اذا قصدوا لباب مغارة * ألفوا عليه نسيج غزل العنكب
صنع الا له له ، فقال فريقهم * ما فى المغار لطالب من مطلب
ميلوا و صدّهم المليك و من يرد * عنه الدفاع مليكه ، لم يعطب « 1 »
رفتند تا جلوى غار رسيدند و ديدند كه عنكبوتى جلوى غار را با تارهايش تنيده است . خدا اين وضع را براى او ساخته بود و براى همين يكى از آنها گفت : در اين غار كسى وجود ندارد ، از اينجا برويد . خداوند آنها را برگردانيد و هر كسى كه خدا بخواهد از او دفاع كند هيچ‌گاه هلاك نمىشود . ( 1 ) على عليه السّلام صبر كرد تا شب آينده فرا رسيد . او همراه هند بن ابى هاله حركت كرد تا نزد رسول الله صلّى اللّه عليه و آله در غار رفتند و در آنجا آن حضرت صلّى اللّه عليه و آله به هند دستور داد كه براى وى و همراهش دو شتر خريدارى كند ، اما ابو بكر گفت : اى پيامبر خدا ، براى خود و شما دو مركب آماده كرده‌ام كه با آنها تا مدينه سفر مىكنيم . رسول الله صلّى اللّه عليه و آله فرمود : من هر دو و حتى يكى از آنها را قبول نمىكنم ، مگر آن كه بهاى آنها را بپردازم ، ابو بكر گفت : اختيار با شماست و او به على عليه السّلام دستور داد كه بهاى شترها را بپردازد « 2 » و سپس به او سفارش كرد كه امانت‌ها را رد كند و تعهدات او را بپردازد . ( 2 ) قريش در زمان جاهليت پيامبر اكرم صلّى اللّه عليه و آله را « امين » مىناميدند ، براى همين اموال و دارايىهاى خود را نزد وى به امانت مىگذاشتند . همچنين افرادى كه در هنگام موسم حج وارد مكه مىشدند ، دارايىهاى خود را به او مىسپردند و اين كار پس از نبوّت آن حضرت هم ادامه داشت . براى همين به على عليه السّلام دستور داد كه در مكه بماند و صبح و شام در ابطح فرياد بزند : هر كسى كه نزد محمد صلّى اللّه عليه و آله امانت يا وديعه‌اى دارد ، بيايد و آن را پس بگيرد . سپس به على عليه السّلام فرمود : آنها هيچ آسيبى به تو نخواهند رسانيد و تو با صداى بلند و در ميان جمع امانت‌هاى مردم را به آنها تحويل بده و بدان كه من دخترم را به تو مىسپارم و هر دوى شما را به خدا مىسپارم و او نگهدار شما است . ( 3 ) سپس به او دستور داد كه مركب‌هايى را براى خود و فواطم و كسانى از بنى هاشم كه قصد هجرت به مدينه دارند ، خريدارى كند و فرمود : پس از آن كه اين كارها را انجام دادى ، آمادهء هجرت به سوى خدا و رسولش باش و پس از آن كه نامهء من به تو رسيد بىدرنگ حركت كن . سپس به مدت سه روز در غار مكث كرد و آنگاه به سوى مدينه حركت كرد . « 3 »
هامش
( 1 ) . اعلام الورى ، ص 25 . ( 2 ) . ابن اسحاق نيز چيزى به همين معنا را نقل كرده ، چنان كه در سيره ( 2 : 131 ) آمده است . ( 3 ) . امالى شيخ طوسى ، ص 467 - 468 ، چنان كه در بحار الانوار ، ج 19 ، ص 63 و حلية الابرار ، ص 90 آمده است .