بنى اسهل وارد شدند و در مكه هيچ يك از مهاجران كه محبوس يا گرفتار نشده بودند ، باقى نماندند ، مگر على بن ابى طالب و ابو بكر بن أبى قحافة و نبى اكرم صلّى اللّه عليه و آله كه بعد از هجرت اصحابش در مكه باقى مانده و منتظر بود كه اجازهء هجرت از سوى خداوند صادر شود . « 1 »
( 1 ) از اينجا فهميده مىشود كه عبيدة بن حارث بن عبد المطلّب و برادرانش و آزادكردههاى رسول الله صلّى اللّه عليه و آله : زيد بن حارثه و ابا كبشه و أنسه مهاجرت كرده بودند و شايد كه اين هجرت قبل از بيعت عقبهء اول بوده است تا چه رسد به عقبهء دوم و براى همين هيچ ذكر و نامى از آنها در اين بيعت نيست ؛ بلكه ابن اسحاق روايت كرده است كه عباس در هنگام بيعت حاضر شد تا در حالى كه بر دين مشركان بود ، براى پيامبر اكرم صلّى اللّه عليه و آله قول و قرار شديد و محكم بگيرد ، كه در اين باره سخن گفتيم .
( 2 ) از ابن عباس نقل شده است كه گفت : پدرم و مادرم از مردان و زنان مستضعف بودند و من نيز از مستضعفين بودم ، زيرا طفلى كوچك بودم و منظور وى از مستضعفين ، اشاره به قول خداوند است كه مىفرمايد :
« إِنَّ الَّذِينَ تَوَفَّاهُمُ الْمَلائِكَةُ ظالِمِي أَنْفُسِهِمْ قالُوا فِيمَ كُنْتُمْ قالُوا كُنَّا مُسْتَضْعَفِينَ فِي الْأَرْضِ قالُوا أَ لَمْ تَكُنْ أَرْضُ اللَّهِ واسِعَةً فَتُهاجِرُوا فِيها فَأُولئِكَ مَأْواهُمْ جَهَنَّمُ وَ ساءَتْ مَصِيراً إِلَّا الْمُسْتَضْعَفِينَ مِنَ الرِّجالِ وَ النِّساءِ وَ الْوِلْدانِ لا يَسْتَطِيعُونَ حِيلَةً وَ لا يَهْتَدُونَ سَبِيلًا فَأُولئِكَ عَسَى اللَّهُ أَنْ يَعْفُوَ عَنْهُمْ وَ كانَ اللَّهُ عَفُوًّا غَفُوراً »
؛ كسانى كه بر خويشتن ستمكار بودهاند ، [ وقتى ] فرشتگان جانشان را مىگيرند ، مىگويند : « در چه [ حال ] بودهايد ؟ » پاسخ مىدهند : « ما در زمين از مستضعفان بوديم » مىگويند : « مگر زمين خدا وسيع نبود تا در آن مهاجرت كنيد ؟ » پس آنان جايگاهشان دوزخ است ، و [ دوزخ ] بد سرانجامى است . مگر آن مردان و زنان و كودكان فرو دستى كه چارهجويى نتوانند و راهى نيابند . پس آنان [ كه فى الجمله عذرى دارند ] باشد كه خدا از ايشان درگذرد كه خدا همواره خطابخش و آمرزنده است .
البته اگر سخنان وى در مورد خودش و مادرش درست باشد ، در مورد پدرش صحيح نيست و خداوند نسبت به عبد المطلب آگاهتر است !
هامش
( 1 ) . سيرهء ابن اسحاق ، ج 2 ، ص 118 - 123 .