تخطي إلى المحتوى الرئيسي

موسوعة التاريخ الإسلامي ( تاريخ تحقيقى اسلام ) ( فارسي ) — صفحة 144

مساهمون:

ص١٤٤
( 1 ) آيهء سورهء حج در سوره‌اى است كه در ترتيب نزول ، در شمارهء بيش از صد قرار دارد ؛ يعنى بعد از آن كه بيست سورهء بعد از هجرت نازل شد ، اين سوره نازل شده است ! و اين چيزى است كه تناسبى با نزول آن حتى قبل از واقعهء بدر ندارد كه در نيمهء سال دوم هجرى به وقوع پيوست بلكه مناسب اين است كه اين آيه بعد از سال‌ها از هجرت نازل شده باشد و علت اذن را هم بيان مىكند . و هيچ دليلى ندارد كه قبل از هجرت و آن هم قبل از بيعت عقبهء دوم نازل شده باشد ، چنان كه ظاهر گفتار ابن اسحاق آن را تداعى مىكند ، اما در اينجا بعضى از احاديث به علّت نامعلومى با هم اختلاط پيدا كرده‌اند . البته از بيعت حرب فهميده مىشود كه در آينده جنگى در خواهد گرفت و ابن اسحاق روايتى را از عروة بن زبير و غيره در مورد اولين آيه‌اى كه در مورد اذن به جهاد نازل شده است ، نقل مىكند و سپس به نقل روايت به صورت جملهء معترضه مىپردازد و مثل اين قضيه ، در كتاب‌هاى قديمى ، بسيار اتفاق افتاده است . ( 2 )

انتشار اسلام در مدينه

قمى در تفسيرش آورده است : رسول الله صلّى اللّه عليه و آله به همراه دوازده نفر از برگزيدگان در بيعت عقبهء اول ، مصعب بن عمير بن هاشم را فرستاد كه براى آنها نماز بخواند . مصعب براى آنها نماز مىخواند و قرآن قرائت مىكرد ، به طورى كه در ميان آنها به مقرى ، يعنى آموزگار قرآن مشهور شده بود و هيچ خانه‌اى در مدينه باقى نمانده بود ، مگر اين كه مرد يا زنى از آن مسلمان شده بود . ( 3 ) در تعبيرات ابن شهر آشوب در مناقب آمده بود كه : سپس نبى اكرم صلّى اللّه عليه و آله مصعب بن عمير بن هاشم را به همراه انصار فرستاد و او در منزل اسعد بن زراره سكونت كرد و مردم مدينه اطراف وى جمع شدند و اكثرا مسلمان مىشدند . اما سؤال اين است كه چرا در منزل اسعد بن زراره سكونت كرد ؟ در اخبار مربوط به محاصرهء بنى هاشم در شعب ابى طالب از طبرسى در إعلام الورى نقل شد كه على بن ابراهيم قمى مىگويد : بين أوس و خزرج جنگى برافروخته شده بود كه سال‌هاى طولانى ادامه يافته بود ؛ به گونه‌اى كه آنها شبانه روز سلاح خويش را به همراه خويش حمل مىكردند و آخرين جنگى كه در ميان آنها به وقوع پيوسته بود ، جنگ « يوم بعاث » بود كه در آن أوسىها بر خزرجىها پيروز شدند . ( 4 ) عبد الله بن ابى از اشراف قبيلهء خزرج بود ، لكن در جنگ « يوم بعاث » با قبيلهء خويش همراهى نكرد و اعلام كرد كه اين ستم بر قبيلهء اوس مىباشد و من در ستمكارى همكارى نمىكنم . براى همين اوس و خزرج توافق كردند كه او را به سبب شرافت و سخاوتش ، بر خويش حاكم كنند و حتى تاجى برايش تهيه كردند كه براى تكميل آن به مرواريدى نياز داشتند كه به دنبال آن مىگشتند . . .