تخطي إلى المحتوى الرئيسي

موسوعة التاريخ الإسلامي ( تاريخ تحقيقى اسلام ) ( فارسي ) — صفحة 140

مساهمون:

ص١٤٠
( 1 ) بعضى از آنها گفتند : اى رسول خدا ! مىخواهيم كه براى ما توضيح دهى تا بدانيم كه چه وظايفى در مقابل خدا داريم و خدا چه كارهايى براى ما انجام مىدهد ؟ آن حضرت فرمود : اما حقوقى كه خداوند بر شما دارد اين است كه : او را بپرستيد و چيزى را شريك او قرار ندهيد و حقى كه من بر گردن شما دارم ، اين است كه : بايد مرا همانند زنان و فرزندانتان مورد حمايت قرار دهيد و بر داغ شمشير و از دست دادن عزيزان خويش صبر داشته باشيد . « 1 » گفتند : اگر چنين كنيم خداوند در مقابل به ما چه مىدهد ؟ فرمود : در دنيا شما را بر دشمنان غالب مىكند و در آخرت رضوان و بهشت را به شما ارزانى مىكند . پس ابو هيثم بن تيهان گفت : بين ما و بعضى از قريشيان پيمان‌هايى است و آيا اميد دارى كه پس از آن كه ما اين پيمان را شكستيم يا آنها اين پيمان‌ها را شكستند و خداوند تو را غالب و پيروز كرد ، به سوى قوم خويش بازگردى و ما را تنها بگذارى ؟ ( 2 ) رسول الله صلّى اللّه عليه و آله تبسمى كرد و سپس فرمود : بلكه خون من ، خون شما و خرابى خانه‌ام ، خرابى خانهء شما است و من با كسانى كه با شما بجنگند ، مىجنگم و با كسانى كه با شما صلح كنند ، صلح مىكنم . سپس براء بن معرور دست آن حضرت را گرفت و گفت : قسم به كسى كه تو را مبعوث كرده است ، ما از تو همانند جان و مال خويش محافظت مىكنيم . پس با ما بيعت كن و بدان كه ما اهل جنگ و شمشير هستيم و آن را از پدرانمان به ارث برده‌ايم . سپس رسول الله صلّى اللّه عليه و آله فرمود : دوازده نفر از ميان خويش انتخاب كنيد تا با من بيعت كنند و آنها دوازده نفر را انتخاب كردند . پس به آنها فرمود : من همانند بيعت عيسى بن مريم با حواريين با شما بيعت مىكنم مبنى بر اين كه از من همانند زن و فرزندانتان حمايت و محافظت كنيد و آنها با همين شرط با وى بيعت كردند . ( 3 ) پس شيطان در گردنهء عقبه فرياد زد : اى اهل منى ! آيا از پيمان محمد صلّى اللّه عليه و آله و عده‌اى از جوانان آگاه هستيد ؟ ! آنها با هم قرار گذاشته‌اند كه با شما بجنگند . اين خبر شايع شد و عده‌اى از قريش از چادرهاى خويش خارج شدند ، اما به كسى دست نيافتند مگر سعد بن عباده و منذر بن عمرو . در اين ميان منذر فرار كرد و آنها توانستند سعد را دستگير كنند . سپس او را با طناب بستند و به مكه آوردند و شروع به كتك زدن وى كردند . اين خبر به جبير بن مطعم و حارث بن حرب بن اميه ( برادر ابى سفيان ، صخر بن حرب ) رسيد و آنها آمدند و او را آزاد كردند . « 2 »
هامش
( 1 ) . اين بدان معنا است كه معناى بيعت نساء تغيير كرده و در اينجا به معناى جنگ به كار رفته است . ( 2 ) . مناقب آل ابى طالب ، ج 1 ، 181 - 182 و اين مختصر خبر ابن اسحاق در سيره مىباشد .