تخطي إلى المحتوى الرئيسي

سيره معصومان ( فارسي ) — صفحة 99

مساهمون:

ص٩٩
و ان الاولى با لطف من آل هاشم * تآسوا فسنوا للكرام التآسيا
در اينجا بايستى به اين نكته اشاره كرد كه هر كس با شدايد و سختيها دست به گريبان گردد ، مىبايست درس شهامت و استوارى و استقامت را از اين بزرگان و ياران وفادار امام حسين ( ع ) بياموزد . چنان كه مصعب بن زبير و بنى مهلب و غير اينها نيز از كسانى بودند كه از مكتب اين بزرگان درس فراگرفتند . شهادت امام حسين ( ع ) بود كه خشم و كينهء مردم نسبت به بنى اميّه را برانگيخت ، و پايه‌هاى حكومت امويان را لرزاند . حماسهء عاشورا يكى از بزرگترين عوامل نابودى و زوال حكام اموى را فراهم ساخت . قيام حسين بن على ( ع ) درسى بود كه هر كس بخواهد مبارزهء با ظلم و قيام در برابر ستمكاران را آغاز كند مىبايست از مكتب آن حضرت بياموزد . او قهرمانى نستوه بود كه طريق مبارزهء با ستمگران را براى همگان ترسيم كرد ، و انسانهاى آزاده را به مبارزه با ستم فرا خواند ؛ و خود با جهاد و فداكارى در راه احياى آيين الهى ، حق و عدل و سنّت پيامبر جان خود را نثار كرد ؛ و چنانچه حكومت الهى اين رهبر و پيشواى خدايى برقرار مىشد ، بدون شك حيات معنوى و جهاد و اخلاق والاى آن حضرت در كليهء شئون جامعه به خوبى آشكار مىگرديد . و مقام و منزلت وى در طريق خير و سعادت امّت اسلامى به خوبى نمايان مىگشت . آرى با اندكى توجه و دقّت ملاحظه مىكنيم كه تفاوت ره از كجاست تا به كجا ! ؟ امام حسين ( ع ) نوادهء صالح و نيكوى پيامبر ( ص ) در رأس حكومت قرار گيرد ، يا يزيد مرد ستمگرى كه هميشه مست باده و شراب ، و نوازنده و ميمون‌باز بوده است ؟ ، آيا افراد فاسق و ستمكار با يك امام عادل برابرند ! ؟ آيا خاك را با طلا مىتوان مقايسه كرد ؟ اما به هر حال حكمت خداوندى چنين اقتضا كرده و سير حوادث همواره بر خلاف اين انتظار بوده و چون ارادهء الهى بر امرى تعلق گرفت هيچ كس را ياراى تغيير آن نخواهد بود . هر چند كه اقتضاى حكم الهى چنين بوده . اما در عين حال جانبازى و فداكارى حسين بن على ( ع ) طى قرون و اعصار مىتواند به همه انسانها درس مبارزه با ظلم و ستم را بياموزد كه هرگز تن به ذلت و خوارى ندهند . حماسهء عاشوراى حسينى به همهء انسانهاى آزاده بياموخت كه در راه دين و آيين الهى و مصلحت از هيچ گونه فداكارى و نثار جان نبايستى دريغ ورزيد .

آنهايى كه از يارى امام ( ع ) سرپيچى كردند چه عذرى مىتوانند داشته باشند

سيد على جلال حسينى در كتاب خود مىنويسد : يارانى كه در عصر امام حسين ( ع ) وجود داشتند به اعمال زشت و ظلم و جور يزيد به خوبى واقف بودند . پس عده‌اى كه ابن زبير نيز در ميان آنها ديده مىشد در برابرش قيام كردند و به مبارزه و نبرد با او پرداختند . گروهى از بيعت با او خوددارى كردند مانند عبد اللّه بن عمر و بن عاص كه به دستور نايب امير مصر درب خانه‌اش را به آتش كشيدند . برخى از آنها از نبرد با او سرباز زدند و در عين حال از يارى با امام حسين ( ع ) نيز خوددارى كردند . اين عدّه بر اساس اجتهاد خود رفتار كردند و هر چند كه با نظر حق امام حسين ( ع ) موافقت از خود نشان ندادند ،