امام صادق ( ع ) فرمود : آيا مصيبت حسين بن على ( ع ) و آنچه را كه بر آن حضرت گذشت هرگز به ياد مىآورى ؟ در پاسخ گفتم :
- بلى .
- آيا غم و اندوه او تو را متأثر مىسازد و از خود آه و زارى نشان مىدهى ؟
- به خدا قسم ، گريهء من چنان است كه اشك بر گونههاى من سرازير مىگردد ، و آثار آن چنان آشكار مىشود كه اهل خانه را تحت تأثير قرار مىدهد ، همين كه اين مصيبت را به ياد مىآورم از خوردن غذا خوددارى مىكنم ؛ تا آنجا كه آثار گريه و زارى بر چشمانم ظاهر مىشود .
امام ( ع ) فرمود : رحمت خداوند بر تو و بر اشكهايت باد . تو در رديف آنهايى هستى كه بر مصيبت ما مىگريند . در شادى با ما شاد مىگردند و در غم و اندوه ما غمناك هستند . در بيم و هراس ما ترسناك و به هنگامى كه در امن و امان باشيم آنها نيز در امان خواهند بود .
مسمع كردين مىگويد : در اينجا امام ( ع ) گريست و من نيز گريان شدم . سپس گفت : شكر و سپاس به درگاه خداوندى كه ما را بر ديگر آفريدگان در پناه رحمت خود برترى و فضيلت بخشيد و رحمت و عطوفت را بر ما اهل بيت اختصاص داد . اى مسمع بدان كه آسمان و زمين از آن هنگام كه امير المؤمنين ( ع ) به شهادت رسيد براى مصائب ما گريستند . هر كس بر اساس محبت نسبت به ما و مصيبت ما بگريد بدون شك رحمت و مهر خداوند شامل حالش خواهد شد .
شيخ طوسى در كتاب مصباح المتهجد ، از عبد اللّه بن سنان روايت كرده مىنويسد : چنين افتاد كه در روز عاشورا به خدمت مولاى خود امام جعفر صادق ( ع ) رسيدم و او را در حالى مشاهده كردم كه در غم و اندوه فرو رفته بود ، چنان كه قطرات اشك از ديدگانش چون مرواريد غلطان سرازير بود . پس گفتم : اى فرزند رسول اللّه گريهء شما از چيست ؟ خداوند هرگز ديدگان شما را اشكبار نگرداند . امام فرمود : آيا فراموش كردهاى ؟ مگر نمىدانى كه در چنين روزى حسين بن على ( ع ) به مصيبت گرفتار شد و به شهادت رسيد ؟ ! سپس از آن حضرت پرسيدم مولاى من ، نظر شما دربارهء روزه گرفتن در روز عاشورا چگونه است ؟ .
فرمود : از خوردن و آشاميدن خوددارى كن . اما نيّت روزهء كامل مكن . و در هنگام افطار به دعا نپرداز . يك ساعت پس از نماز عصر تنها جرعهء آبى بنوش . بدان كه در اين ساعت از روز عاشورا بود كه شور و غوغايى برپا شد و بر آل رسول اللّه ( ص ) ، در روى زمين مصائب بزرگى وارد آمد و از اين بزرگواران سى مرد شربت شهادت نوشيدند ، و خاندان پيامبر ( ص ) در اين نبرد سوگوار شدند . چنانچه خود رسول اللّه ( ص ) زنده بود مسلما براى آنان مجلس عزا برپا مىداشت . گويند در اين مجلس امام ابو عبد اللّه صادق ( ع ) آنچنان گريست تا جايى كه اشكان چشمش چون آب بر ريش مباركش سرازير گشت .
ابن قولويه در كتاب الكامل ، از ابو بصير روايت كرده مىنويسد : روزى در خدمت ابو عبد اللّه امام صادق ( ع ) بودم . آن حضرت رو كرد به من و فرمود : اى ابا بصير ، من هر وقت فرزندان جدّم حسين بن على ( ع ) را مشاهده مىكنم ، بىاختيار مصائبى كه بر پدر آنها و خود آنها گذشت مرا در خود فرو مىبرد . اى ابا بصير فاطمه ( س ) در اين مصيبت گريان است . آن حضرت ادامه داده گفت : آيا دوست دارى كه تو نيز در اين امر شركت كنى و فاطمه ( س ) را خوشنود سازى ؟ من اشك از ديدگانم سرازير شد تا آنجا كه از شدّت گريه
سيره معصومان ( فارسي ) — صفحة 102
مساهمون: السيد محسن الأمين
ص١٠٢