داد ؛ و شما مىدانيد كه بهترين نمونه و الگوى ما رسول خداست . « 1 » شما اى پسران عبد المطلب در اين موقعيت نيك بنگريد ، و بدانيد كه در هر حال ما و شما دو طايفهاى بودهايم كه در ميان جامعه سودمند بوده و سعى و كوشش فراوانى به كار بردهايم . اكنون شما دو نفر از روى انصاف بينديشيد ، و بدون ترديد هر كس سخنى بر زبان بياورد بر پايهء گفتار شما خواهد بود . به خصوص كه نزديكان و خويشان بيش از همه در انتظار يارى شما بوده و در هر حال هر چشم بينا و آگاهى نظريات شما را مورد تحسين قرار خواهد داد . از درگاه خداوند براى خود و براى شما طلب آمرزش مىكنم . همين كه سخن معاويه بدينجا رسيد ، ابن عباس خود را آماده ساخت كه به سخن پردازد ، اما حسين بن على ( ع ) رو كرد به او و گفت : آرام باش . بدان كه سخن او بيش از همه متوجه من بوده و بيش از هر كس او مرا به باد انتقاد و تهمت گرفته است . ابن عباس نيز از اين امر خوددارى كرد . پس امام حسين ( ع ) برخاست . حمد و سپاس خداى را به جا آورد . بر پيامبر ( ص ) درود فرستاد و سپس سخن خود را چنين آغاز كرد . اما بعد ، اى معاويه بدان كه گوينده هر اندازه سخن خود را طولانى سازد ، بازهم هرگز ياراى برشمردن همهء صفات رسول اللّه ( ص ) را نخواهد داشت ؛ و تنها ممكن است به گوشهاى از صفات نيك آن حضرت اشاره كند . من خوب مىدانم كه ملت اسلام پس از پيامبر ( ص ) چگونه رفتار كردند ، و در برابر صفات و فضايل رسول خدا ستم روا داشتند . و در بارهء جانشين او از بيعت خود سرباز زدند . هيهات ، هيهات ، كه سپيدهء صبح تاريكى شب را رسوا ساخت ، و انوار درخشان خورشيد بر نور ناچيز چراغها پيروز گرديد . تو در برترىجويى در جادهء افراط گام نهادى . در خودخواهى خود و نيز در برترى افراد ناشايست بر ديگران راه افراط و اجحاف پيمودى ، و چنان خود را برتر شمردى كه مانندى براى خود نيافتى . تو به تجاوز پرداختى و حقوق انسانها را هرگز مراعات نكردى ؛ تا آنجا كه شيطان به نصيب كامل و بهرهء فراوان خويش رسيد . به آنچه كه از يزيد و شايستگى و تدبير و سياستش در ميان امّت محمد ( ص ) يادآور شدى آگاه گشتم . تو بر اين انديشهاى كه يزيد را به مردم معرفى كنى ، و چنان از او ياد مىكنى كه مىپندارى چهرهء او بر مردم پوشيده است . و يا از امرى پرده بر مىدارى كه با دانش مخصوصى به كشف آن نايل شدهاى . يزيد موقعيت و هدفهاى خويشتن را به مردم نشان داده است . بهتر آن است كه براى يزيد همان راهى را پيش گيرى كه خود رفته است . راه سگبازى و تماشاى نبرد و ستيز سگها ، و كبوتر بازى و تماشاى بازى كبوتران نر و ماده و زنان خواننده و نوازنده و انواع و اقسام بازيها . آرى يزيد در اين فنون بصيرت كامل دارد . از اين خيال درگذر . راستى آيا اين همه وزر و و بال و بار گناه كه از مردم به دوش گرفتهاى در پيشگاه خداوند براى تو كافى نيست ، كه بازهم مىكوشى با گمراهى اين مردم بر ديگر گناهان خود بيفزايى ؟ به خدا قسم اى معاويه تو دائم در اين انديشه به سر مىبرى كه به امور ناشايست پرداخته و جز ظلم و ستم به كار ديگرى سرگرم نبودهاى ، و بيدادگرى تو در همه جا شايع است ؛ اما خود با مرگ ، چندان فاصلهاى
سيره معصومان ( فارسي ) — صفحة 92
مساهمون: السيد محسن الأمين
ص٩٢
هامش
( 1 ) منظور معاويه در اين جنگ عمرو عاص بوده است .