تخطي إلى المحتوى الرئيسي

سيره معصومان ( فارسي ) — صفحة 91

مساهمون:

ص٩١
صلاحيت فرزند توجه نكرده‌ايد . آنگاه امام حسين ( ع ) در نامه‌اى پاسخ معاويه را چنين نوشت : اما بعد ، نامهء تو را ملاحظه كردم . مرا مورد انتقاد و سرزنش قرار داده‌اى به اين عذر كه كنيز خود را به همسرى انتخاب ، و از ازدواج با افراد هم طراز خود از قريش خوددارى كرده‌ام . اما بدان كه از لحاظ شرف و بزرگوارى و نسب هيچ كس به پايهء رسول اللّه ( ص ) نخواهد رسيد . او كنيز و ملك شخصى من بوده است . وى را آزاد كردم و به اين وسيله به ثواب و پاداش خداوند دست يافتم . و سپس مطابق سنّت پيامبر ( ص ) او را به خود بازگردانيدم . بايستى بدانى كه اسلام اين گونه صفات پست و نژادپرستى و نقايص را بر طرف ساخته و امرى ناپسند دانسته است . از اين رو براى هر مرد مسلمانى اين گونه اعمال مورد سرزنش و انتقاد نخواهد بود و تنها ملامت و سرزنش به وقتى است كه شخص مرتكب گناه گردد و يا به اعمالى كه مربوط به دوران جاهليت است دست بزند . همين كه معاويه نامهء حسين بن على را خواند آن را در دست يزيد قرار داد . يزيد پس از قرائت نامه رو كرد به پدرش و گفت : ببين تا چه اندازه حسين بر تو فخر و مباهات كرده است . معاويه گفت : خير ، چنين نيست . بلكه اين زبان گوياى بنى هاشم است و چنان تند و برّنده است كه گويى سنگ را مىشكافد ، و آب دريا را به طرف خود مىكشاند .

معاويه براى يزيد بيعت مىگيرد و امام حسين ( ع ) مخالفت خود را اعلام مىدارد .

ابن قتيبه در كتاب ، الامامة و السياسة ، روايت كرده مىنويسد : هنگامى كه معاويه تصميم گرفت براى يزيد بيعت بگيرد ، وارد مدينه شد . امام حسين و ابن عباس با وى ملاقات كردند . پس معاويه از فرزندان برادرش امام حسن ( ع ) جويا شد . امام وى را پاسخ گفت . معاويه در اينجا آغاز سخن كرد ، و از پيامبر ( ص ) ياد كرده و در پايان خطابهء خود گفت : شما از چندى پيش از امر يزيد به خوبى آگاهيد . خدا مىداند كه منظور من از ولايت‌عهدى يزيد تنها اين است كه شكافها پر شود و نابرابريها بر طرف گردد . به نظر من اين اقدام بهترين عملى است كه انجام گرفته است ، و هر چشم بينايى آن را مىپذيرد . اين نظر من در بارهء يزيد است . حال با توجه به اينكه شما هم به زينت علم و دانش و كمال مروت و جوانمردى آراسته‌ايد و هم با من نسبت خويشاوندى داريد ، از هر كس در تأييد اين نظريه سزاوارتر خواهيد بود . من در موارد بسيارى يزيد را مورد آزمايش قرار داده و در او اختصاصاتى ديده‌ام كه در وجود شما و ديگران ديده نشده است . علاوه بر اين او به سنّت آگاه است و به قرائت قرآن آشناست . او داراى حلم و بردبارى است ، تا آنجا كه گويى بر شيران سر سخت ترجيح دارد . شما خوب مىدانيد كه رسول خدا ( ص ) به وسيلهء رسالت خود از هر خطا و اشتباهى مصون خواهد بود . در غزوهء السلاسل بىآنكه توجهى به ابو بكر صديق و عمر فاروق و ديگر بزرگان صحابه و مهاجرين اوليه داشته باشد پرچم سپاه خود را به كسى سپرد كه هيچ گونه نسبتى با قريش نداشت و او را بر ديگران ترجيح