تخطي إلى المحتوى الرئيسي

سيره معصومان ( فارسي ) — صفحة 276

مساهمون:

ص٢٧٦
پنج جمله است كه اگر به دنبالش كوچ كنيد و مركب را لاغر سازيد ، مانند آنها را به دست نياوريد . هيچ بنده‌اى نترسد مگر از گناه خود ، و اميدوار نباشد جز به پروردگار خود . نادان را به وقتى كه بگويد نمىدانم شرم نيايد و ياد گيرد آنگاه كه از او سؤالى شود كه نداند . صبر نسبت به ايمان چون سر است ، نسبت به بدن . آنكه صبر ندارد ، ايمان ندارد . خدا مىفرمايد : اى فرزند آدم ، بدانچه تو را داده‌ام راضى باش تا از همه زاهدتر باشى . فرزند آدم به آنچه بر تو فرض كرده‌ام عمل كن تا از همه عابدتر باشى . فرزند آدم از آنچه بر تو حرام كرده‌ام ، دورى كن تا از همه پارساتر باشى . بسا كسانى كه وى را گفتند خوب است و فريفته شد ، و چه بسيار كس كه از پرده‌پوشى به خود مغرور گرديد و چه بسيار كسى كه از احسان به او غافلگير شد . و فرمود : واى بر آن كس كه يكيهايش بر ، ده‌هايش غالب آيد . مقصود از يكى ، بدكردارى و منظور از كلمهء ده ، حسنه و عمل نيك است . دنيا كوچ كرده و پشت داده و آخرت نيز به راه افتاده و مىآيد و هر كدام فرزندانى دارند . پس شما فرزند آخرت باشيد و از فرزندان دنيا نباشيد . از دنيا زهد ورزيد و از آن كناره بگيريد و به آخرت رو كنيد ؛ زيرا زاهدان زمين را بساط زندگى دانند ، و خاك را بستر سازند و كلوخ را بالش كنند و آب را عطر ، و تنها معاش را از دنيا قيچى زنند . بدانيد هر كس شيفتهء بهشت است به حسنات شتابد و از شهوات بازگيرد . هر كه از دوزخ ترسد براى توبه از گناهان خود به درگاه خدا بشتابد و از محارم بازپس رود . هر كه در دنيا زاهد است هر معصيت بر او سهل است و آن را بد ندارد . براى خداى عز و جل بندگانى هستند كه دلهاى آنها به آخرت و ثوابش آويخته است . و آنان به كسانى مىمانند كه اهل بهشت را در بهشت جاويدان ، و اهل دوزخ را در دوزخ معذب ديده‌اند . آنانند كه شرور و ناگواريشان از مردم دور است ؛ زيرا دلشان از خوف خدا متوجه مردم نيست . ديده‌ها از حرام برگرفته‌اند و حوائج آنها به مردم اندك است . اندك معاش را از خداوند پذيرفتند ، كه همان قوت است . به خاطر افسوس طولانى روز رستاخيز چند روز كوتاه را صبر كردند . مردى به او گفت : من براى خدا تو را سخت دوست دارم . آن حضرت ، سر به زير انداخت و سپس گفت : بار خدايا به تو پناه برم كه براى تو مرا دوست دارند ، سپس به او گفت : من هم تو را دوست دارم براى آنچه مرا دربارهء آن دوست دارى . خدا شخص بخيل و سائلى را كه اصرار مىورزد ، دشمن دارد و درباره‌اش مىگويد : بسا فريب خورده و گول خورده كه بازيگر و خندان است . مىخورد و مىنوشد و نمىداند كه شايد از خدا خشمى بر سرش آيد كه آتش دوزخش درگيرد . از نشانه‌هاى اخلاق مؤمن اين است كه در هر يك از حالات شدت و وسعت اندازه نگه دارد ، به اين معنى كه به اندازهء درآمد خود انفاق و بخشش كند ، و هر اندازه درآمدش بيشتر باشد ، انفاق و خرجش بيشتر است ، و نسبت به مردم به حق و انصاف رفتار كند . و به هنگام سلام بر آنان پيشى گيرد . سه چيز مايهء نجات مؤمن است : دم فرو بستن از مردم و خوددارى از بدگويى و غيبت آنها . واداشتن خود بدانچه به آخرت و دنيايش سود دهد ، و پر گريستن بر گناهش . نگاه مهرآميز مؤمن به چهرهء برادر مؤمنش و دوستى و محبت كردنش با وى عبادت است . سه چيز است كه